آورد - ملك سورا امير كوه را « 1 » در ميدان سياست گردن زدن فرمود - ملك كرم چند و ملك مقبل و ملك فتوح و ملك بيرا را در بند انداخت - و در برانداختن خاندان مباركشاه آن حرام « 2 » نمك بىراه بحدّ وسع و امكان - و كوشش از دل و جان تقصير نكرد - اقطاعات و پرگنات ممالك بعضى خود ستيد - و بعضى چنانچه اقطاع بيانه و امروهه « 3 » و نارنول و كهرام و چند پرگنات ميان دو آب بحوالهء سدهيپال و سدهارن و اقارب ايشان گردانيد - رانو سيه غلام سدهيپال با جمع « 4 » كثير و طايفهء شرير با كل خيل خانه براى ضبط شق بيانه « 5 » روان شد - در ماه شعبان سنة المذكور « 6 » نزديك خطهء بيانه رسيد - بتاريخ دوازدهم ماه درون خطه درآمد - و شب آنجا مقام كرد - و ميخواست كه قلعهء سلطانگير را آن « 7 » بىتدبير قابض شود - روز ديگر با كل « 8 » حشم و خدم مستعد با اسپ و سلاح - آن كافر بىفلاح سوار شد - يوسف خان اوحدى را از آمدن او خبر كردند - از قصبهء هندوت « 9 » كشش و كوشش كرد - و بيدرنگ مستعد جنگ با جمعيت بسيار و سوار و پياده بيشمار پيش آمد - نزديك حظيرهء شاهزاده هر « 10 » دو جانب صفها كشيده بحرب پيوستند - چون طاقت استقامت نتوانست آورد هم به حملهء اول « 11 » گرد از نهاد آن كافر حرامخوار - و شرير نابكار برآوردند - رانو سيه لعين و بيشتر لشكر او « 12 » علف تيغ بيدريغ گشتند -
هامش
( 1 )M .امير كوه در ميدان سياست گردن فرمود
( 2 )M .كنده نمكand B .كند نمك
( 3 )M .امروه
( 4 )B .جميع كثير
( 5 )M .شق بياه
( 6 )M .سال مذكور
( 7 )M .سلطانگير را اب بىتدبير قابض
( 8 )M .ديگر كل حشم
( 9 )M .قصبهء هندوان
( 10 )M .از هر دو جانب
( 11 )M .هم در حمله
( 12 )B .لشكر كفار او