خراب گشته درون كوه درآمده - جلال خان برادر ملك قدّو مذكور و سران ديگر چنانچه احمد خان و ملك فخر الدين و ملك على « 1 » و اقارب ايشان به تمام با جمعيت سوار و پيادهء خويش در قلعهء اندور « 2 » جمع گشتند - چون ملك سرور الملك نزديك قلعهء مذكور نزول كرد طاقت نتوانستند « 3 » آورد - ذكر اصلاح در ميان آوردند بدين نمط « 4 » كه مال بر طريق گروگان در حضرت فرستند - هم برين قرار مال و محصول و گروگان ستده ملك سرور الملك با لشكرها طرف شهر مراجعت كرد - همچنان خبر رسانيدند در ماه « 5 » ذى القعده سنة المذكور كه جسرتهه كهوكهر قصبهء كلانور محصّر كرده - ملك الشرق ملك « 6 » سكندر تحفه امير لوهور براى يارى دهي طرف كلانور برفت « 7 » - جسرتهه مذكور حصار كلانور را گذاشته چند گروهى پيش آمد - ميان او و ملك سكندر محاربه شد - بتقدير اللّه تعالى جسرتهه غالب آمد - لشكر ملك سكندر را انهزام افتاد - ملك سكندر با لشكر خويش بازگشته در لوهور رفت - جسرتهه مذكور باز ميان كلانور شده در حدّ جالندهر آب بياه را عبره كرده تاخت - حصار جالندهر محكم بود آفتى « 8 » رسانيدن نتوانست - مردم حوالى را اسير و دستگير كرده باز سمت كلانور شد - باستماع اين خبر بندگئ رايات اعلى بجانب مجلس عالي زيركخان امير سامانه و اسلام خان امير « 9 » سرهند فرمان فرستاد تا لشكرهاى خويش ساخته كرده « 10 » يارى دهئ ملك الشرق ملك سكندر « 11 » كنند - پيش از آنكه لشكرهاى ايشان سراپرده « 12 » طرف شهر ميمون
هامش
( 1 )M .و ملك اقارب ايشان
( 2 )Elliot , vol . IV . , p . 66 , says fort of Alwar .. اندورAll three MSS . has( 3 )M .نتوانست آورد
( 4 )M .برين شرط
( 5 )M . omitsماه
( 6 )B .ملك الشرق سكندر
( 7 )M .كلانور ميرفت
( 8 )M . and B .اكفتى
( 9 )B . and M .سيهرند
( 10 )B .ساخته يارى
( 11 )B . omitsملك
( 12 )M .سربرده