نزول فرمود - قلعهء مذكور « 1 » اگرچه از غايت ارتفاع سر به آسمان ميسود و از نهايت استحكام قابل فتح نبود - فامّا از اقبال خدايگان گيتي مدار آب « 2 » آن طايفهء نگونسار « 3 » خاكسار نقصان پذيرفت و باد غرور ايشان از آتش قهر لشكر منصور فرونشست - نه قوت دستآويز ماند نه مجال پاى گريز - برين نمط مدت هفت روز درون قلعه محصّر بودند - آخر الامر بضرورت زينهارى شده امان خواست - بندگي رايات اعلى اعلاه اللّه تعالى از فرط عاطفت خسروانى و شفقت مهر مسلمانى از سر جرايم « 4 » او در گذشت - و به « 5 » تشريف اماني مشرّف گردانيد - لشكر را فرمان داد تا از گرد قلعهء مذكور دور شوند - همچنان كردند - بتاريخ بيست و ششم ماه رجب رجّب قدره محمد خان مذكور « 6 » از درون قلعه با خلق خويش بيرون آمده سمت ميوات رفت - بندگي رايات اعلى چند روز براى استمالت آن شهر خراب همانجا مقام ساخت - چون براى ضبط اقطاع بيانه و محافظت « 7 » قلعه اهتمام تمام داشت ملك الشرق ملك محمود حسن را كه در كارهاى جهاندارى و نگاه داشتن سرحدها دلاورى و هواخواهى معاينه كرده بود و بسى كارهاى بزرگ از دست او برآمده - چنانچه در مبدأ حال جلوس با جسرتهه شيخا كهوكهر « 8 » محاربه كرده - و تهانهء لوهور داشته با شيخزاده نايب شاهزادهء خراسان مقاومت نموده - و در اقطاع ملتان درآمدن نداده - براى محافظت قلعهء مذكور و ضبط اقطاع بيانه نامزد كرد - و اقطاع بيانه با مضافات و نواحى آن به تمام بحوالهء او گردانيده خود بكام دوستان « 9 » كنارهء آب جون
هامش
( 1 )M .مذكور را اگرچه
( 2 )B .لب آن طايف
( 3 )M . omitsنگونسار
( 4 )M .سر جرات او گذشت
( 5 )B and M . omitsبه
( 6 )M .مذكور داد مرون قلعه
( 7 )I .محافظت اهتمام داشت
( 8 )M . omitsكهوكهر
( 9 )B .بكام دولت