ماه جمادي الاول سنة المذكور سلطان محمود سمت كتهير « 1 » سواري كرد - چند روز از « 2 » اينجا شكار باخته « 3 » جانب دهلي بازگشته ميآمد « 4 » - در اثناى راه ماه رجب « 5 » رجّب قدره « 6 » سنة المذكور در اندام مبارك « 7 » سلطان تكسّر پيدا آمد از دار فنا بدار بقا رحلت فرمود
* مصرع *
بقا بقاى خدايست ملك ملكِ خداى
مدت ملك او با اين « 8 » همه تزلزل و انقلاب بيست سال و دو ماه بود و اللّه اعلم *
بعد نقل سلطان امرا و ملوك و بندگان سلطاني « 9 » با دولت خان بيعت كردند - مبارز خان و ملك ادريس با مسند عالى بغى ورزيده با دولت خان يار شدند - درين سال بندگي مسند عالى هم در فتحپور ماند - طرف دهلي سواري نكرد - در ماه محرم سنه ست عشر و ثمانمائه دولت خان سمت كتهير سواري فرمود - راي هرسنگهه و رايان ديگر او را ملاقات كردند - چون در قصبهء پتيالى رسيد مهابت خان امير بداؤن نيز پيوست - همچنان خبر سلطان ابراهيم آوردند كه قادر خان پسر محمود خان را محصّر كرده است - و ميان ايشان محاربهء عظيم « 10 » مىشود - امّا دولت خان را جمعيت « 11 » چندان نبود كه با سلطان « 12 » ابراهيم مقابل شود -
هامش
( 1 ) كيتهر سواري كردB .( 2 ) از آنجاM .( 3 ) شكار تاختهM .( 4 )B .ميآيد
( 5 )Tabakat Akbari , p . 264در ماه ذيقعده مذكور
( 6 )M . omitsرجب قدره
( 7 )M .اندام سلطان
( 8 )B .با اين تزلزل
( 9 )M .بندگانى سلطان
( 10 )M . omitsعظيم
( 11 )M .دولتخان جمعيت چندان نداشت
( 12 )M .نداشت با سلطان ابراهيم مقابل نشد