بكوچ متواتر در فتحآباد آمد - خلق « 1 » فتحآباد را كه « 2 » با سلطان پيوسته بودند گوشمال داد - بتاريخ پانزدهم ماه مبارك رمضان سنة المذكور « 3 » ملك الشرق ملك تحفه را با لشكرهاي قاهره بسبب تاختن « 4 » ميان دو آب دهارترهت نامزد كرد - فتح خان با خيل خانهء خويش عطف كرده سمت ميان دو آب رفت - بعضى مردم كه آنجا بودند غارت و دستگير گشتند - بندگيء « 5 » مسند عالى ميان رهتك شده در دهلي آمد - سلطان محمود در حصار سيرى و اختيار خان در كوشك فيروزآباد محصّر شدند - همچنان تنگچهء علف شد - مسند عالى آب جون را عبره كرده در ميان دو آب درآمد - از آنجا مقابل اندري باز آن « 6 » طرف آب شده بكوچ متواتر در فتحپور رفت - در شهور « 7 » اثنى عشر و ثمانمائه بيرم خان ترك بچه از مسند عالى بغى ورزيده دولت خان را ملاقات كرد - بشنيدن خبر مذكور بندگئ مسند عالى سمت سرهند سواري فرمود - بيرم خان خيل خانهء خويش در كوه فرستاد - خود با لشكر گذارا آب جون رفته دولت خان را پيوست - مسند عالى تعاقب او كرده « 8 » كنارهء آب جون نزول فرمود - چون بيرم خان چارهء نديد عاجز و مضطر گشته باز بر مسند عالى آمد - و پرگناتي كه داشت برو مقرر و مستقيم شد « 9 » - مسند عالى بكوچ متواتر سمت فتحپور مراجعت فرمود - و در اين « 10 » سال سلطان محمود هم در شهر بود - هيچ طرفي سواري نكرد - و در سنه ثلاث عشر و ثمانمائه مسند عالى طرف رهتك عزيمت فرمود « 11 » - ملك ادريس در حصار رهتك محصّر شده
هامش
( 1 )B . omitsخلق
( 2 )M . omitsكه
( 3 )M .المذكور و ملك
( 4 )M .تاختن دهاترتهه نامزد
( 5 )M . omitsبندگي
( 6 )M .باز اين طرف
( 7 )M .در سنه اثنى عشر
( 8 )M . omitsكرده
( 9 )M .برو مقرر شد
( 10 )M .دران سال
( 11 )M .عزيمت نمود