داشته بود - روز بروز مرتبهاش عالى مي « 1 » شد - القصه كيفيت لشكر كشيدن « 2 » و فتح و نصرت و فيروزي « 3 » كه پيش از گرفتن دار الملك دهلى بندگي رايات اعلى را بكرم اللّه تعالى روي نمود در ذكر سابق باز نموده شده است - بتاريخ پانزدهم ماه ربيع الاول سنه سبع عشر و ثمانمائه بطالع سعد در حصار سيري درآمد - و لشكر در كوشك سلطان محمود نزول فرمود - خلق شهر كه پيش ازين در حوادثات « 4 » ماضيه مستأصل و مقلّ حال و فقير « 5 » و حقير و بىنوا شده بودند همه را انعام داده و ادرار و مواجب تعين فرمود - از دولت آن نيكبخت جمله مرفّه الحال « 6 » و فارغ البال « 7 » و آسوده و شادمان گشتند - ملك الشرق ملك تحفه را تاج الملك خطاب كرد - و عهدهء وزارت او را مفوّض گردانيد - سيد السادات - منبع السعادات - سيد سالم را اقطاع و شق سهارنپور عطا فرمود - و همه كارها به راى « 8 » او متمشّى مىشد - و ملك عبد الرحيم پسرخواندهء ملك سليمان مرحوم را بخطاب علاؤ الملك مشرّف گردانيد - و اقطاع و شق ملتان و فتحپور بحوالهء او كرد - و ملك سروب « 9 » را عهدهء شحنهء شهرى داده و نايب غيبت شد - و ملك خير الدين خاني عارض ممالك - و ملك كالو شحنهء پيل گشتند - و ملك داؤد شغل دبيري يافت - و اختيار خان را شق ميان دو آب تعين فرمود - و بندگان سلطان از پرگنه
هامش
( 1 )M .عالي شد
( 2 )B .لشكر و فتح
( 3 )M .نصرت كه پيش
( 4 )M .حوادث ماضيه
( 5 )M .فقير شده بودند
( 6 )M .مسرور الحال و آسوده گشتند
( 7 )B .مرفه الحال الاستبصال
( 8 )M .براى متمشى
( 9 )Tabakat Akbari , p . 266 , and Elliot , vol . IV . , p , 47، سروبThe three MSS Malik Sarwar .