سنه عشر و ثمانمائه سمت « 1 » دهلي عزيمت كرد - نصرت خان گرك انداز و تاتار خان پسر سارنگخان و ملك مرحبا غلام اقبال خان از سلطان محمود روي تافته او را پيوستند - اسد خان لودي در حصار سنبهل محصّر شده - دوم روز حصار سنبهل فتح كرد و تاتار خان را داد - از آنجا بكوچ متواتر نزديك « 2 » كنارهء آب جون در گذر كيجه « 3 » فرود آمد - ميخواست كه عبره كند - همچنان خبر يافت كه ظفر خان عرصهء دهار را فتح كرد - و البخان پسر دلاور خان بر دست او اسير گشت - ميخواهد كه در « 4 » جونپور رود - از گذر كيجه مراجعت نمود و بكوچ متواتر در جونپور رفت - فامّا ملك مرحبا را درون « 5 » حصار برن گذاشت و اندكى جمعيت نامزد فرمود - همچنان در ماه ذي القعده « 6 » سنة المذكور سلطان محمود از دهلي در برن آمد - ملك مرحبا مقابل بيرون آمد - جنگ داده و هم بحملهء اول شكسته درون « 7 » حصار درآمد - لشكر سلطان نيز متعاقب او درون رفت - مرحبا مذكور كشته گشت - از آنجا سلطان طرف سنبهل عزيمت فرمود - هنوز كنارهء آب گنگ نرسيده بود كه تاتار خان حصار خالي كرده سمت قنوج رفت - سنبهل بحوالهء اسد خان لودي « 8 » گردانيد - بعده « 9 » سلطان طرف شهر مراجعت فرمود - « 10 » دولت خان كه جانب سامانه نامزد شده بود چون نزديك سامانه رسيد بيرم خان ترك بچه كه بعد شهادت يافتن بهرام خان شق سامانه را گرفته بود مخالفت بنياد
هامش
( 1 )B . omitsسمت دهلي عزيمت كرد
( 2 )M . and I .نزديك شهر كنارهء
( 3 )B .كهحه
( 4 ) ميخواست كه در جونپورand I .ميخواهد كه جونپور رودM .( 5 )M .در حصار
( 6 )B . omitsماه ذي القعده
( 7 )M .در حصار آمد
( 8 )M .كودى گردانيده
( 9 )M . omitsبعده
( 10 )M .فرمود القصه دولت خان