شهر بود بر سلطان رسيد - بر مضمون آنكه اسلام خان مىخواهد سمت ملتان و و لوهور رود - و آنجا فتنه انگيزد - به مجرد رسيدن « 1 » خبر سلطان از جتيسر لشكر گرد « 2 » كرده در شهر آمد - و محضر ساخت « 3 » و اسلام خان را طلبيده « 4 » كيفيت مذكور ازو استفسار كرد - او منكر گشت - جاجر « 5 » نام كافرى برادرزادهء اسلام خان ناپاك بسبى ازو رنجيده بود « 6 » بدروغ بر روى او گواهي داد - اسلام خان را بناحق پيش دربار سياست كردن فرمود - و شغل وزارت بحوالهء خواجه جهان گردانيد - و ملك مقرب الملك را در محمدآباد در جتيسر تعين كرد و لشكرها نيز « 7 » نامزد او گردانيد - در سنه خمس و تسعين و سبعمائه خبر جمع شدن سبير و ادهرن و جيت سنگه راتهور و بيربهان مقدم بهنو « 8 » گانو و ابهيجند مقدم چندوار و فتنه انگيختن ايشان بسمع سلطان رسانيدند - بجانب « 9 » ملك مقرب الملك « 10 » فرمان فرستاد كه بنوعي فتنهء ايشان را فرونشاند - ملك مقرب الملك سمت خطهء قنوج سواري فرمود - كفار مذكور نيز با جمعيت خويش مقابل آمدند « 11 » - ملك مذكور ايشان را ترغيب
هامش
( 1 )M .رسيدن اين خبر
( 2 )M .از جيتر كشش كرده در
( 3 )B .محضر ساخته
( 4 )M .طلبيد كيفيت
( 5 )Elliot , vol . IV , p . 26 ,جاجو نام هندوىTabakat Akbari , p . 248جاجنM . n . 4 supports the latter reading . The three MSS . have practically one version , but the Tabakat Akbari , p . 248 gives a quite different one :جاجو نام هندوي و برادرزادهء او كه از اعداى او بودند بدروغ در معركه گواهى دادندElliot , vol . IV . p . 26 also translate according to the Tabakat .( 6 )B .بودند
( 7 )B . omitsنيز
( 8 )B .مقدم بهنو و فتنه انگيختن
( 9 )toبجانب ملك مقرب الملكM . omits about 2 foll . ( see p . 156 , line 10 ) fromكوشك همايون اجلاس دادند
( 10 )B .بجانب مقدم چندوار ملك مقرب الملك سمت خطهء قنوج سوارى فرمود الخ
( 11 )B .مقابل آمدند ملك مقرب الملك استظهار فرستاد كه تا بنوعي فتنهء ايشان فرونشاند ملك مذكور ايشان را ترغيب الخ