لواسانى به قتل رسيد ، پسرش ملك كيخسرو ، در سن هفده سالگى ، با خزائن پدر ، در قلعهء دشمنكور لارجان جاى داشت و چون نيروى مخالفت در خود نديد ، به خدمت شاه عباس رفت و بدين ترتيب قلعهء دشمنكور و خاك لارجان به ضبط ديوان شاهى درآمد . « 1 »
ديگر ملك جهانگير - حاكم كجور - بود كه به قلعهء ماران كجور پناه جست . قزلباشان قلعه را به توپ بستند . او به ناچار فرار كرد ، در جنگلهاى آن نواحى او را گرفتند و به خدمت شاه عباس بردند .
ديگر آقا الوند ديو بود كه پشت به قلعهء اولاد سواتهكوه داده بود . پس از محاصره ، عالم را بر خود تنگ ديد ، قلعه را به كسان خود سپرد و به بارگاه شاه عباس شتافت . او را با عيال و اولادش به فارس فرستادند . « 2 »
شاه عباس هريك از سران خاندانهاى قديمى را نيز به نوعى از ميان برداشت ، تا اينكه در سال 1006 كه سال يازدهم سلطنتش بود ، در تمام دار المرز منازعى و مخلى و محركى و مفسدى باقى نماند . « 3 » و در حقيقت مازندران و نور و كجور و گيلان صافى و مستخلص گرديد . « 4 »
ملا شيخعلى كه در سال 1044 قمرى « سنين عمرش از حدود سبعين پنج شش مرحلهء ديگر نيز طى شده بود » « 5 » ، به فكر تاريخنويسى افتاد . اگر او را در اين تاريخ هفتاد و پنج ساله بدانيم ، در سال 1006 قمرى كه آخرين سران و اميران محلى مازندران از ميان رفتهاند ، او سى و هفت سال داشته و خود شاهد و ناظر وقايع بسيارى بوده است كه با آمدن فرهاد خان قرامانلو - وكيل شاه عباس - به خاك مازندران جريان اين وقايع شروع شد و به دست خود او به پايان رسيد .
هامش
( 1 ) - روضة الصفا ج 2 ص 123 . قلعهء دشمنكور ظاهرا قلعهء ملك بهمن است كه تا امروز به نام اين سلطان خوانده مىشود و خرابههاى آن بر بالاى شاهاندشت لارجان برجاى است .
( 2 ) - روضة الصفا ج 2 ص 132 .
( 3 ) - روضة الصفا ج 2 ص 132 .
( 4 ) - همين كتاب ج 2 ص 124 .
( 5 ) - تاريخ مازندران ص 4 .