بيست خروار ابريشم از ديوان امير حسن بيگ آققوينلو اجارت كرده است « 1 » .
آقا محمد بن آقا رستم با مير عبد الكريم مير بزرگى ، مال دو سالهء سركار مازندران به سى هزار تومان با شاه اسماعيل قرار دادهاند « 2 » .
اسماعيليان تا سنه 1000 قمرى قدرتى چشمگير دارند . ملك سلطان محمد از ملكان كجور ظاهرا بدين مذهب گرويده و آثار الحاد « على ذكره السلام » را تازه كرده است تا جائى كه اهالى بول او را مىآشاميدند و به جاى سلام « اللّه » مىگفتند . « 3 »
آقا جلال ، پس از متوارى شدن ، از زندگى در جنگل به تنگ آمد ، نزد شاه عباس رفت و شاه او را به قلعهء اشكنون فارس فرستاد . هنگامى كه حكم به قتل او كرد ، آقا جلال التماس نمود كه فصادى بيارند . چون بيامد هر دو ساعد او را قصد نمود ، تا خون تمام رفته بمرد . اين از رسوم الحاد است . « 4 »
كلمهء « پريرها » را مؤلف به معنى پريروزها ، تا چند روز پيش و تا چندى پيش به كار مىبرد و مىنويسد : « و دختر آقا سهراب كه گته بىبى مىگفتند تا پريرها زنده بود و روزى بيست دينار از دار الصداره به وظيفه قانع » « 5 » .
برش ( بفتح باء ) معجونى بوده كه براى تقويت مىخوردهاند . سيد - مظفر كه به خوردن برش علاقه داشت ، گرفتار مرض اسهال شد و چون در خوردن آن امساك نكرد ، اين امر سبب مرگ او شد . « 6 »
كلمهء « قما » در اين كتاب به معنى كنيزك و پرستار است . ملك بيستون بن جهانگير در وقت مستى بر دست عورتى كه قمايش بود و اقوامش را بيستون كشته ، به قتل رسيد « 7 » . ملك اشرف ، بعد از كشته شدن ملك بيستون در دست قماى خود باز به رستمدار رجعت كرد « 8 » . برادر سيد مظفر - سيد حسين - لباس عورات پوشيده ميان زنان و قمايان ميرزا پنهان بود ، پيدا ساخته ، پارهپاره كردند « 9 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ مازندران ص 57 .
( 2 ) - همين كتاب ص 61 .
( 3 ) - همين كتاب ص 88 .
( 4 ) - تاريخ مازندران ص 100 .
( 5 ) - همين كتاب ص 68 .
( 6 ) - همين كتاب ص 97 .
( 7 ) - همين كتاب ص 86 .
( 8 ) - همين كتاب ص 87 .
( 9 ) - تاريخ مازندران ص 94 .