معبر راهآهن و زمينهاى پيرامون آن نقشه تهيه و مجددا با روساى لرستان تماس بگيرد و موافقت آنها را جلب سازد .
ويلسن نسبت به خوانين ايل بيرانوند سخت خشمگين است و به سفارت انگليس در تهران از عمليات ايل بيرانوند شكايت كرده و مىگويد رؤساى بيرانوند قصد گرفتار كردن او را دارند و اضافه مىكند وقتى كه دولت ايران بتواند امنيت را در لرستان برقرار سازد به رؤساى بيرانوند و ايل آنها رحم نكنند . بالاخره ويلسن با شاهزاده احتشام الدوله ملاقات و در اول ماه اكتبر 1913 به سوى خرمآباد حركت و سه نفر از پسران شاهزاده مسافتى او را بدرقه كردند .
در بين راه از عابرين مىشنوند كه راهزنان الوار سر راه را گرفته و سه نفر را نيز كشتهاند .
همراهان ويلسن مىگويند مصلحت در آن است كه مراجعت كنيم . لكن ويلسن با اين نظر موافقت نكرده و مىگويد ما چهل مرد مسلح همراه داريم و مىتوانيم از راهزنان جلوگيرى كنيم .
مشاراليه و همراهانش از طريق خاوه و چوارى حركت كردند .
ملاقات ثانوى ويلسن با نظر على خان امرايى در دلفان
مقصد و مقصود ويلسن اقامتگاه نظر على خان فتح السلطان بود كه در دلفان قرار داشت .
چنانكه قبلا اشاره كرديم مشاراليه علاوه بر خاك طرهان سه منطقه مهم ديگر لرستان را موسوم به دلفان ، سلسله و چگنى در قلمرو خود داشت و در واقع حكومت يكسوم از خاك لرستان با او بود ؛ زيرا اين مناطق را قدماى لرستان هميشه ثلث خاك و جمعيت اين سرزمين حساب كردهاند .
نظر على خان در اين فصل براى وصول ماليات دلفان و اليشتر به اين دو بخش شمالى لرستان كه هوايى ييلاقى داشتند مىرفت و چون سنجابيها كه جزو طوايف اهل حق مىباشند با مشاراليه خويشاوندى داشتند به علاوه طرفدار جدى وى بودند لذا قيطول خود را در محل آنها مستقر مىداشت . وى در آنروز انتظار ورود ويلسن را داشت و على محمد خان غضفرى ( حالا امير اعظم ) پسر بزرگ خود را كه آن اوقات 15 ساله بود به اتفاق جمعى از خوانين دلفان به استقبال او فرستاد .
از اين عده هفتاد سوار مسلح با طبل و علم و يدك بودند و با اعزاز و اكرام تمام ويلسن و مهندس دوگلاس و ميرزا على اكبر خان را ( مشهور به ميرزا على اكبر خان بانك « 1 » ) كه نماينده
هامش
( 1 ) . ميرزا على اصغر خان نماينده كنسولگرى انگليس در بروجرد بود و به اين مناسبت كه وجوه پرداختى به او حواله