آسمان كرد در آفاق يكى سور ، چه سور * كه از آن سور شد اطراف ممالك مسرور
در چنين محل مناسب حال است . روز چهارشنبه بيست و دوم ربيع الاول موافق پانزدهم مرداد ماه قديم را طوى دادند و خوان اكرام بگسترانيدند و بزرگان بيهپس كه جهت بردن عروس آمده بودند ، به انواع احترام محترم ساخته ، روانه ساختند و آن مهم سعادت فرجام را انجام نمودند .
و ساكنان ملأ اعلى آيهء
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
مىخواندند . حضرت اعلى خلافت شعار روز شنبهء سيم ربيع الاخر موافق بيست و پنجم مرداد ماه قديم از لاهجان مبارك عازم رانكو شدند و شب « 1 » يكشنبه به لنگرود اقامت فرموده ، روز مذكور تخت رانكو مسند قدم جلال گشت و روز شنبهء پنجم جمادى الاول موافق بيست و ششم شهريور ماه قديم را به جانب ديلمان نهضت اقبال فرمودند . شب چهارشنبه به سرليل اقامت نموده ، روز مذكور به ديلمان حلول اجلال واقع شد و مير عبد الكريم به سارى بود . خبر رسيد كه مير زين العابدين را پادشاه يعقوب عنايت كرده ، مازندران به دو داد و او چون متوجه گشت ، مير عبد الكريم عيال و اطفال خود را به گيلان روانه ساخت . و او همانجا اقامت نمود تا اگر تواند اقامت نمودن ، همچنان به تقديم رساند و الا او نيز اينجا بيايد و همچنان عيال او آمدند و به ناحيهء سياهكلهرود به قريهء كژين جاى دادند . چون مير زين العابدين با لشكر تركمان به مازندران درآمد ، نتوانست اقامت نمودن او نيز بيرون آمد و به فرضهء اسپچين فرودآمد . اشارت شد كه مؤلف حقير برود و او را ببيند و خيرمقدم بگويد و اگر ارادت داشته باشد كه به فرضهء رودسر بيايد ، پيش گرفته بياورد .
هامش
( 1 ) - در اصل : شبى .