تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
الاماجد و الاعيان آقا يوسف خواجه سپهسالار ديلمان مبارك ، سعادت سپهسالارى سمام را به يوسف خواجهء مذكور رجوع فرمودند و سپهسالارى ديلمان را به امير اعظم امير سيد عبد الملك كه اسپهسالار رودبار لمسر بود ، هم رجوع كردند . و ناحيهء رانكو را به حقير مؤلف سفارش نموده مهم آن ملك را به ساير اشفاق خسروانه منضم « 1 » ساخته ، بدان مفتخر گردانيدند .

فصل پانزدهم از باب هفتم در ذكر حالاتى كه در سنهء احدى تسعين [ و ثمانمائه ] سمت وقوع يافت

روز چهارشنبهء يازدهم محرم موافق پنجم خرداد ماه قديم را خلافت پناه به صوب لاهجان عنان عزيمت مصروف گردانيدند و اهالى آن ملك استقبال نموده ، وظايف بندگى به تقديم رسانيدند . در اين سال چون همت خسروانه بر آن جارى بود كه با حضرت اميره اسحق خلد سلطانه طريق صداقت و محبت را به درجهء اعلى و مرتبهء قصوى به تقديم رسانند و همشيرهء عفيفهء خود را در حبالهء زوجيهء ايشان جا دهند ، برادران سعادت ارقام را طلب فرمودند . حضرت سلطنت پناهى كارگيا سلطان حسن خلد اقباله از لشتنشاه تشريف فرمودند و كارگيا سلطان هاشم از تنكابن شرف آستان بوس دريافتند و اصحاب و اعيان و اركان دولت جمع شدند و بنياد سور و سرور كرده شهر را بفرمودند تا آذين ببندند و هريك از صناع و تجار به آلات و اسباب صنعت خود آرايش شهر و بازار كردند و آنچه سلمان شاعر فرمود كه ، بيت :
هامش
( 2 ) - در اصل : منعم .