دنيا زنى است عشوهگر و دلستان « 1 » ولى * با كس به سر نمىبرد او عقد شوهرى آبستنى كه اين همه فرزند زاد و كشت * ديگر كه چشم دارد از او مهر مادرى ( 1 ) - در اصل : دوستان به جاى « و دلستان » .