اصغا نموده ، آتش سياست ايشان را به آب عفو و اغماض منطفى ساخت و از اجراى حكم سياست تقاعد نموده ، امر نمود كه شيخ احمد آقاى مير - غضب ، جماعت منكوب و مغضوب عليهم الضالين را از دار السلطنهء قزوين ، به قلعهء الموت رسانيده ، قبض الخاص بيك كوتوال بازيافت نمايد . شيخ احمد آقاى مذكور ، اسيران مسطور را به قلعهء مزبور رسانيده ، عود نمود .
الخاص بيك مذكور ، مجموع دوتساق را كه دوازده نفر بودند ، به سياه چاه قلعهء مزبور محبوس و از اوقات حيات مأيوس نمودند . تا آنكه بعد از انقضاى مدت دو ماه و هجده روز ، شب سهشنبهء بيستم شهر شعبان سنهء ثلث و الف هجرى ، حسب الفرمان شاه عباس ، حسين بيك شاملوى قورچى ، به الموت شتافته و على خان را از سياه چاه بيرون آورده ، بر سر آن چاه به دار كشيد .
فردوسى :
اگر بدكنش مرد بد روزگار * به گردون گردان رود زهرهوار
زمانه ز گردون فرود آردش * به فعل بد خويش بسپاردش
شيخ سعدى عليه الرحمه :
اى نفس اگر به ديدهء تحقيق بنگرى * درويشى اختيار كنى بر توانگرى
اى پادشاه عصر چو مرگت فرا رسد * تو نيز با گداى محلت برابرى
گر پنج نوبتت به در قصر مىزنند * نوبت به ديگران بگذارى و بگذرى
هاروت را كه خلق جهان سحر از او برند * در چه فكنده غمزهء خوبان به ساحرى