تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة ديباچه 18

مساهمون:

صديباچه ١٨
نيست و نويسندهء متن و دو ذيل آن را مىتوان تاريخ‌نويسان درست گوى امين دانست . البته پيداست هركتابى كه بفرمان هركسى و در زمان او نوشته شود از تملق و مزاج‌گوئى و اغراق و زياده‌روى در القاب و عناوين تهى نيست و اين سيرتيست كه از آغاز تاريخ‌نويسى در زبان فارسى روا بوده است و هركتاب تاريخى كه در ايران نوشته‌اند همين حال را داشته است ولى صرف‌نظر ازين ظاهرسازى ناگزير اگر پرده از روى خوش‌آمدگوئى برداريم مىبينيم كه حقايق همه‌جا آنچنان كه مىتوان با اسناد معتبر ديگر قياس كرد و پى بدان برد آشكار مىشود و اگر هم عين حقيقت نباشد لااقل انعكاس مسلم و صريح عقايد و آراى عامهء ايرانيان در آن زمان بوده است و همه به همين صورت حوادث و وقايع را مىديده و به همين زبان آنها را تعبير ميكرده‌اند . براى نمونه همين بسست ذكر كنم كه آنچه درين كتاب از بدرفتاريها و نابكاريهاى زكى خان گفته شده در آثار ديگر آن زمان هم ديده مىشود و مثلا طوفان هزار جريبى شاعر معروف همان زمان شمه‌اى از آن را درين قطعه مىگويد :
زكى خان چو در غارت اصفهان * برانگيخت آتش برآورد دود پس از بردن سيم و زر آن‌چنان * به فرزند و زن دست يغما گشود كه نه زاده‌اى ماند جز طفل اشك * نه زاينده‌اى غير زاينده‌رود
در هر صورت مقصود عمده از انتشار اين كتاب اين بود كه راهى از حقيقت‌جوئى در قسمتى از تاريخ ايران گشوده شود و اگر خوانندگان خطائى درين صحائف ببينند بر من منت گذارند و مرا از آن بياگاهانند ، زيرا نوشتن و چاپ كردن يگانه وسيله‌ايست كه خوانندگان خطاكارى را از خطاهاى وى برهانند و در اصلاح آن بكوشند تا حقيقت در نهانگاه اذهان مردم دانا و بينا نماند و بدينوسيله پرده از روى بردارد و ببازار آيد . طهران شهريورماه 1317 سعيد نفيسى