و معارف را فرحت فراوان و بهجت بىپايان و اهل تجارت را هرسال « 2 » نفع زيادتتر و اهل بازار را هرسال سود از مايه بيشتر و اهل اجرت را هرسال از سال ديگر اجرت بهتر حاصل ميشد - همچنين بحكمت رب العالمين صاحبان فقر اضطراري را هرسال فقر ايشان بغنا بدل « 3 » ميگشت - چنانچه هريك فقير از طائفهء صغير و « 4 » كبير جوهر گوهر بىغمي ميسفت - و اهل زراعت را هرسال وفا بكمال حال ميافزود هريك مزارع مفرح الحال و فارغ البال ميبود - كار مزارعان بجائي رسيد و بمرتبهء انجاميد كه اگر يك مشت تخمي در زمين ميريختند يكي را به هفتاد و هفصد و زيادت ازان بيشمار وفا برميبرداشتند « 5 » - و اهل كفر از طائفهء ذميان و امانيان زير سايهء چتر فيروزشاهي از رعيت « 6 » پادشاهي برفاهيت ميگذرانيدند - و اهل دار حرب را هرسال نهب و تاراج ميكردند - و هر محلي كه از دار حرب نهب شدي از انچه بود زيادتتر آبادان شدي از بسياريء استمالت حضرت شهرياري - و همچنين ابو البنات سادات و قضات و فقرا و معارف بنات خردسال را از بركت قدم سلطان فيروز هم در خردسالگي تزويج ميكردند - و بشوهران ميدادند از غايت بسياريء اسباب كه ابوين « 7 » ايشان را حاصل ميشد - و هركه حاصل نداشت براي كار خير دختران از خزانه مييافت - همچنين پسران صغير مسلمانان
هامش
( 2 ن ) حال *
( 3 ن ) مبدل *
( 4 ن ) تا *
( 5 ن ) ميداشتند *
( 6 ن ) رعب *
( 7 ن ) ابواب *