تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1084

مساهمون:

ص١٠٨٤

[ اسامى ارباب مناصب ]

* بعد از وقايع متنوعه و واقعهء غم اندوز حضرت گيتى ستانى كه بتحرير پيوست لازم ديد كه اسامى ساميهء ارباب مناصب عاليه زمان دولت آن حضرت را كه منتظمان كارخانه سلطنتند از امراء نامدار و صدور عالى مقدار و وزراى ذوى الاقتدار در ذيل اين كتاب مستطاب نامى و صحيفهء گرامى مرقوم قلم وقايع نگار گرداند و چون از امراء ذيشأن ارباب رأى و تدبير و اصحاب قبضه و شمشير و برگ و بار دوحهء فرمانروائىاند و در ميان اين طبقه خاندان بلند قدر عظيم الشأن هستند طرد اللباب اسامى كل امراء از خانان و سلطانان خرد و كلان در ذكر تقديم افتاد .

ذكر امراء عظام كرام زمان نواب گيتى ستانى

چون بسيارى از اعاظم اين طبقهء جليله در زمان فرخنده نشان آن حضرت چنانچه در متوفىهاى هر سال رقم نگارش يافته جهان فانى را بدرود كرده بعضى باجل طبيعى و بعضى در معارك كارزار بعالم بقا پيوسته بودند جمعى را كه در حين ارتحال آن حضرت در قيد حيات بودند نود و دو نفرند كه در دو دفعه مرقوم ميگردد .

دفعهء اول [ طوايف رفيعهء قزلباش و اويماقاتى تحت طوايف قزلباش ]

طوايف رفيعهء قزلباش و اويماقاتى كه در تحت طوايف قزلباشند اندراج دارند و ايشان از خرد و كلان هفتاد دو نفرند يكنفر از طبقهء شيخاوند عيسى خان ولد سيد بيك صفوى ابن معصوم بيك وكيل السلطنه شاه جنت مكان كه بمنصب قورچى باشيگرى كه از مناصب عاليه اين دولت عز و اختصاص دارد و بنا برتبه سيادت و شرف مصاهرت آن حضرت [ 762 ] و قرب قرابت از امراء اويماقات ممتاز و مستثنى است و ساير اويماقات قزلباش : شاملو اول طايفهء جليلهء شاملو كه سر دفتر اويماقات قزلباشند و از ايشان در اين عهد هفت نفر رتبهء امارت داشتند : زينل خان بيگدلى كه در عوض عليقلى خان كراميلو ايشيك آقاسى باشى و حاكم رى گشته بحسن خدمات و ظهور اهليت تربيت از آن حضرت يافته بسيار معزز و مكرم و بين الافاخم و الاقران محترم بود . ديگر حسن خان ولد حسينخان كه از اويماق عبدلوى شاملو است از امراء ذيشأن و بجاى پدر بيگلربيگى خراسان است . محمد زمان سلطان كه حاكم غور و بعضى محال خراسانست . فضل على سلطان حاكم بالا مرغاب بود . حق ويردى سلطان عربگيرلو كه از امراء آذربايجان است و در اين عهد عربگيرلو داخل شاملو است . نقدى سلطان نلقاص كه ميرايل نلقاص و داخل شاملو است .
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1084 | اسكندر بيگ تركمان / ايرج افشار