فلك هر ساعتى رنگى نمايد * به غير از حقّ كس « 1 » ديگر نپايد ( 193 - پ )
هنگام ربيع كه صنع صانع بديع نقوش گل و رياحين بر لوح زمين كشيد و نداى
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
[ 30 / 50 ] به گوش متبصّران كارگاه ابداع رسيد . مشّاطهء ناميه ، عروس چمن را به مرواريد ژاله و ياقوت « 2 » لالهء گوش و گردن آراسته و چهرهء جهان را به زيور الوان رياحين و نرگس و ياسمين پيراسته بود ، رايات مسرّتانگيز از دار السّلطنهء تبريز به صوب ييلاق « 3 » روان شد « 4 » . اوّل روز يورت سعيد آباد به نزول بخت سعيد ، آباد گشت ؛ منزلى « 5 » دلگشا و هوايى روح افزا ، سطح چمنش محيط رياحين رنگارنگ و فضاى زمينش رشك چرخ اورنگ . نسيم معطر شميمش « 6 » همچو عبير سارا و آب رودش چون ماء معين گوارا .
در اين همايون منزل دلنواز ، امر عالى به تجهيز محمل حجاز نافذ شد « 7 » . منادى
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ
[ 22 / 27 ] به انفاذ متوجّهان بيت اللّه الحرام جهت احياى شعاير حجّة الاسلام آمر شد .
روز ديگر موكب ظفر اثر در يورت كول نزول فرمود و ساحل آن درياچه را محيط بحر عمان و بسيط محيط احسان ساخت و از آن جا موكب عالىشأن متوجّه قصر او جان شد . و در سال سابق معمار همّت عالى نهمت كه اساس خانهء احسان را معمور و عمارت قصر جهان را موفور گردانيده است ، به تعمير و تجديد قصر اوجان التفات فرمود ؛ و آن قصرىست در وسط صحراى اوجان ، اساسش [ چون ] كوهى « 8 » شامخ بر افراخته و رفعت بنيانش سنگ حرمان به جانب خورنق و هرمان انداخته . گويند سلطان غازان « 9 » وقتى كه اوجان را شهر مىساخته ( 194 - ر ) بناى آن قصر رفيع را بر افراخته [ است ] . چون از مضى ادوار و تعاقب ليل و نهار دست تطاول روزگار آن بنا را مشرف بر انهدام ، بل سقف و جدار « 10 » آن را مايل به انعدام ساخته بود ، در ييلاق « 11 » سنهء اربع [ 894 ] وقت نزول در آن
هامش
( 1 ) .P: كسى .
( 2 ) .F: براقوت ،K: يواقيت .
( 3 ) .K: ييلاغ .
( 4 ) .P: گشت .
( 5 ) .F: منزل .
( 6 ) .PF: شميماش .
( 7 ) .P: گشت .
( 8 ) .F: گويى .
( 9 ) .F: غازيان .
( 10 ) .P: جدران .
( 11 ) .K: ييلاغ .