عالى حضرت خلافت پناهى را از حرم مكرّم شيروانشاهى « 1 » فرزند ارجمند تولّد يافته كه فيروزى برج طالع او سعادت خسرو فلك رابع و علوّ كيوان ايوان سابع را ساقط ساخته است ، و قوّت عاشرش مقتضى آن است كه ايوان او عاشر افلاك « 2 » و عدل جهان آرايش عامر كرهء خاك گردد .
از اين بشارت سرور اثارت « 3 » خاطر عاطر حضرت اعلى مستبشر گشت و نام نامى باكنيت گرامى ابو الفتح بايسنغر خان معين شد . مسئول آنكه روى زمين در قبضهء اقتدار آن خسرو نامدار درآيد ، همچنان كه بايسنغر خان كه از اجداد بايندر خان بوده ، اكثر روى زمين « 4 » را به قوّت بازوى مردى ( 110 - ر ) گشوده است . و در بعض تواريخ مذكور و مسطور است كه نشر خوان « 5 » عطاى بايسنغر خان به مرتبهاى بود كه هر روز چند هزار سر گوسفند و مناسب آن گاو و اسپ در شيلان او خورا مىشده ، و العهدة فى امثال « 6 » ذلك على الرّاوى .
و چون اهلاك دشمن نافرجام كه اساس خانهء دولت را از او بيم عدم انتظام بود بر دست امير اعظم اشجع نامدار ناصر [ الدوله ] خليل بيك « 7 » صوفى آمده بود ، تربيت اين نهال جليل الانتفاع « 8 » كه ديدهء امل را از او اميد ارتفاع است به جانب عالى او مرجوع شد . و چون بندگان حضرت اعلى از خوان : « فراسة المؤمن لا تخيب بحظّ أوفى و نصيب أعلى » ، محظوظ بود ، بر خاطر الهام شعارش لايح مىشد كه حضرت خلافت پناهى بايسنغرى اطراف جهان را به حوافر خيول جنود خواهد فرسود و فرزند ارجمند او عالمگيرى خواهد نمود .
بعد از وصول اين خبر سعادت اثر حضرت اعلى را نشاط ايلغار به صوب تبريز در
هامش
( 1 ) .F: شيرانشاهى .
( 2 ) : قدما به نه فلك باور دارند ، ولى روزبهان ، ايوان ممدوح را فلك دهم دانسته است .
( 3 ) .P: اشارت .
( 4 ) .P: عبارت « در قبضهء . . . زمين » را ندارد .
( 5 ) .PF: خان
( 6 ) .K: الامثال .
( 7 ) .F: ناصر الدين . . . ؛P: صوفى خليل بك ، با توجه به نسخهءKتصحيح شد .
( 8 ) .F: انقطاع .