گردانيد و حكم همايون شد كه به پايهء سرير اعلى توجّه نمايد .
بعد از وصول به مطلب « 1 » مأمول فايز گشت و به منصب منيع و مواجب رفيع مخصوص شد « 2 » . ديگر امراى سلطان را از ديوان احسان منشور امن و امان حاصل گشت و هر يك به مناصب سابق و مواجب لايق و مراتب فايق [ مشرّف ] « 3 » گشتند . و چون خبر واقعهء سلطان به اردويهء او رسيد ، اميرزاده علاء الدّين على با وجود چنان دهشت و حيرانى ، خاطر به انديشهء جهانبانى گماشته و لباب خزاين برداشته با والده و بزرگ و كوچكى « 4 » چند ، بىاتفاق آهنگ جانب عراق كرد .
در مقام عراق كه شعبهء فتنه همه گاه از آن جا بلند آوازه است ، خصوصا اصفهان كه پيوسته از ورود حوادث زمان در پريشانى « 5 » همچو دفتر [ بى ] شيرازه است ، فتنههاى بسيار و آفتهاى [ بىشمار « 6 » ] ( 86 - پ ) سر بر زده بود ؛ از جمله بعد از وفات خاقان سعيد امير اعظم نامدار شرف الدّين حاجى بيك « 7 » ، شيخ حسن بيك كه پسر عم حضرت صاحب قران و در تدبير و شمشير وحيد جهان است و در محاربهء روم كه حال جوانمردان « 8 » معلوم بود ، آن مرد كار با وجود ضعف جوانمردان كارزار پيش شتافته و حكومت اصفهان بنابر اظهار شجاعت و مردى از حضرت صاحب قران به جلدو يافته بود و در اين هنگام به امضاى ديوان « 9 » سلطان همچنان داروغه و حاكم اصفهان بود . بنابر سوابق كدورتى كه او را با سلطان بود و از اسباب كدورت يكى آنكه ، جناب شاه عماد الدّوله سلمان « 10 » ديلمى - رحمه اللّه - كه در ديوان سلطان وزير صاحب تمكين بود و چنانچه سابقا مذكور شد « 11 » ، سلطان او را جهت كفايت مهمّات ملكى و مالى به عراق فرستاده بود و وزير « 12 » مشار اليه در ايّام سلطان ، رايت ايالت در اصفهان بر افراشته بود و
هامش
( 1 ) .F: مطلب + و .
( 2 ) .K: شد + و همچنين .
( 3 ) .PF: ندارد ، ازKافزوده شد
( 4 ) .K: كوچك .
( 5 ) .P: پريشان .
( 6 ) .FP: ندارد ، ازKافزوده شد .
( 7 ) .P: بك ؛K: بك + و .
( 8 ) .KP: جوانمردان + معركهء .
( 9 ) .P: ايوان .
( 10 ) .P: سلطان ؛K: سليمان .
( 11 ) .P: « و چنانچه . . . شد » را ندارد .
( 12 ) .P: وزيرى مشير مشار اليه