[ مصراع ] :
اعلام ياقوت نشرن « 1 » على رماح من زبرجد « 2 »
حسب حال اوست ، به صحراى ظهور فرستاد .
طليعهء نرگس بر تلال « 3 » رياض جهت ديدهبانى برآمد و سوسن زبان سنان را در دكّان بستان آب داد . از جار « 4 » با اعتبار سپر و گل و پيكان خار در گلبن جاى ساختند و در زرادخانهء آنهار درع و جوشن آبدار را از رنگ خاشاك بپرداختند « 5 » . بارهء رهوار باد بهار را از برگ گل در گلزار نعلبندى كردند و بر گستوان گل و ازهار را بر اكناف « 6 » شاخسار استوار گردانيدند .
نظم « 7 »
و ضمّر خيل الضميران كأنّها * مزارب فوق الهام منها اكالل
[ شعر ]
چو سوسن سايبانِ سوسنى ساخت * شكوفه هر طرف خيمه برافراخت
مگر شاهِ چمن در كارزار است * كه گل با تيغ و نرگس نيزهدار است
رايت فيروز عالم افروز پادشاه منصور دولت همايون نهضت ، همچو علم صبح كه از حصار افق به عزم جهانگيرى طالع مىشود ، عزيمت تسخير آفاق فرموده ، به بخت موافق و طالع مساعد ، از حصن حصين آمد به صوب منازل و مراحل ييلاق توجّه نمود « 8 » .
بيت
باحسن احوال و اسعد ساعة * و ايمن اقبال يليه دوام
به ساعتى كه سعود سپهر از اختيار آن استعلا بر مدارج سعادت جويند و زمانى ( 71 - ر ) كه سعدين از مقارنهء آن وجوه خطّ آمال و عطيهء اقبال در بيت الشرف يابند .
هامش
( 1 ) .F: لسرى
( 2 ) .F: رمدحد
( 3 ) .P: ظلال
( 4 ) .F: اوجاد ؛K: ازهار
( 5 ) .P: پرداختند
( 6 ) .F: اكتاف
( 7 ) .P: بيت
( 8 ) .P: فرمود