خذلان آنها بوده است احتراز نمايند و بدانچه موجب ازدياد درجات و مراتب ايشان بوده است ، بدان قيام نمايند و در دنيا و آخرت برگزيده و پسنديده گردند .
پس دانستن علم تاريخ از جملهء علوم ضروريه باشد به تخصيص پادشاهان شوكت آثار و سلاطين با اقتدار را كه ايشان بعد از انبياء و اولياء خلاصهء موجوداتاند ، و امور ساير اهل عالم منوط به راى صوابنماى ايشان است . فلهذا هرچند بر احوال و اوضاع شاهان ماضيه ، سلاطين حاليه را وقوف بيشتر تدابير در امور مدن و امصار و ترتيب بر اخيار و اشرار به صواب مقرونتر ، چه هرچه بر گذشتگان محمود بود ، اكنون نيز محمود است ، و بالعكس . عكس غرض كه آنچه موجب نجات اخروى و صلاح دنيوى است ، عمل صالح است و از عجب و كبر و ما و منى دور بودن است . بيت :
چون در اين دنيا نكوكارى به است * زعم بد را گر نكو ، كارى به است
حكايت : آوردهاند كه هارون رشيد به حج رفته بود ، چون به اداى مناسك مشغول شد در ميان صفا و مروه هودج او را مىكشيدند ، و بر عادت سلاطين ، چاوشان مردم را مىراندند ! قضا را شيخ بهلول مجنون - عليه الرحمة - در آن مقام حاضر شد و آواز برآورد و گفت : « اى جبار ! اگر به فرمان بردن خدا آمدهاى و مىخواهى كه طاعت به جاى آرى از سيرت و سنت مصطفى تجاوز مكن . »
هارون جواب داد كه : سيرت مصطفى چه بود ؟ و سنتش در اين مقام چيست ؟
بهلول فرمود كه : به نقل صحيح تحقيق شد كه : در اين مقام ، حضرت رسول - عليه السلام - به قدم مبارك خود سعى مىكرد ، و اعراب دوش بر دوش او مىزدند ، آنجا طردى و دور باش و زجرى نبود ، و حضرت ايشان نيز همچون ديگران در مقام عبوديت و بندگى سلوك مىكردند .
هارون گفت : اى بهلول ! ما را وعظى ديگر بگو .
بهلول فرمود كه : شعر :
و خلّ الدنيا اناس قبلنا * و خلّوا عنها و خلّوها لنا
و دخلناها كما قد دخلوا * و نخلّيها لقوم بعدنا