خواجه عبد اللّه انصارى به خاك سپردند . سلطان ابراهيم كه امين تخلص دارد در تاريخ ملّا محمّد روز و ماه و سال را در يك مصرع ظاهر كرده و آن پسنديده است .
آن پير كه سِرّ عشق او را * از عين شهود بود مشهود
منسوب به روح در حقيقت * زد نسبت هر دو كون مقصود
شد سوى جنان و گشت تاريخ * شنبهء كه ز صوم شانزده بود
ديگرى چنين گفته :
تاريخ
شيخ روحى كه بود استحقاق * زبدهء عارفان روى زمين
كرد پرواز از نشيمن خاك * روح پاكش به اوج عليين
« مرشد عصر » بود تاريخش * ز اتفاقات دهر گشت همين
در تاريخ 904 بود كه امير كبير صايب تدبير مير عليشير در ولايت هرات مسجدى بنا كرد .
الحق مسجدى كه زمين فيض مآثرش چون ساحت عارفان روشن و مصفّا و رسوخ قواعد بنايش چون عماد اعتقاد صادقان پاى برجا . منبرش به چند پايه رفيعتر از عرش عظيم و صورت محرابش به اشارت ايزد اهل سجده در ركوع تعظيم .
لمؤلّفه
چه مسجد قبلهء ارباب حاجات * عبادتگاه اهل خرق عادات
چو بيت الله از روى ارادت * نهاده خلق هر سو رو به طاعت
فتوح از مبدأ فيّاض عام است * كه هر دروازهاش دار السّلام است
ز روى فيض رفعت همچو منبر * ز مسجدهاست چندين پايه برتر
گر اين سنگين بنا از خاك و آب است * ز حسرتخانهء شيطان خراب است
از براى اتمام اين مسجد عالى مولانا درويش على تاريخ لايق نوشته :
تاريخ عمارتش اگر مىخواهى * « ارقام عناصر است افلاك »
از روى قاعدهء تلميح رقم عناصر چهار است و رقم صفر همان صفر است و رقم افلاك نه . اين ارقام را به طريق ترتيب ملاحظه كرده شود ناچار رقم نهصد و چهار پذيرد كه مقصود است .