تاريخ فوت او شودت منكشف چو روز * هرگه كه كم كنند يكى از « شب برات »
ديگرى نگين معنى را به كرسى لفظ چنين نشانيده :
تاريخ
مير باباى مهردار كه چرخ * زده مُهر خموشيش به دهان
يعنى آن گنج لطف و [ داد ] و كرم * شد به كنج لحد ز ديده نهان
دوشم آمد به خواب وقت سحر * گفتمش اى انيس پادشهان
چيست تاريخ سال فوتت گفت * « باد باقى حيات شاه جهان »
فوت مولانا كمال الدين
مولانا كمال الدين ولد مولانا شهاب الدين اسماعيل طبسى است . در ايام سلطنت سلطان حسين ميرزا در تاريخ 904 بود كه در صدر صدرات و در مسند عزّت متمكّن گشت ، از فنون علوم بهرهور بلكه از كليّات باخبر . چنانچه شرح منازل السايرين و مجالس العشاق از آن يگانهء آفاق مولانا كمال الدين است . مولانا فصيح الدين صاحب دارا در تاريخ صدارت او گويد :
تاريخ
اى آنكه ز تو زياده شد صدر قريش * بر اوج صدارتى مه بدر قريش
اى صدر قريشى لقب عاليقدر * تاريخ صدارت تو شد « صدر قريش »
تاريخ فوت ملا شمس الدين محمد روحى
مولانا محمد روحى روّح اللّه روحه نام مباركش شمس الدّين محمد است . پيشواى اهل زمان و مقتداى آدميان بود . هميشه طالبان به آستان قبلهء راستان رسيده از باطن فرخنده ميامنش اقتباس انوار سعادات كرده ، به مرادات فايض مىگشتند . در اوايل ماه رمضان در تاريخ 904 مريض گشته در شانزدهم ماه مذكور در روز شنبه عالم جسمانى را وداع كرد و روح پرفتوحش به عالم مجردّات انتقال نمود . نعش مباركش را به عيدگاه هرات برده در پهلوى قبر مولانا سعد الدّين كاشغرى دفن كردند . بعد از چند روز بعضى از مريدان شبى در آنجا رفته آن گنج مدفون را در گازرگاه آورده در جنب مزار مقرب بارى