را به عرض ارض روم كشيدند . بعد از طى طول مسافت ، مرز و بوم مملكت روم را محل خيام فلك احتشام گردانيدند و در اكثر ولايات آن حدود از توجه نسيم بهار خاطرش گلهاى فتح و فيروزى هر روزى برنگى مىشكفت .
از آنجا صاحبقران دولت توأمان پرتو التفات مرآت خاطر به سوى شهر حلب انداخته و با تيمورتاش كه والى ولايت حلب بود بعد از مصالحه كارش با مقاتله انجاميد . آخر الامر روى شاهد ظفر و نصرت و جمال عروس مدّعا مطلب بىغبار اغيار در آئينهء حلب مشاهده كرد .
بعد از آن پيش خانهء شادروان عزّ و جلال آن صبح اقبال را بىتوقف و اهمال به صوب عرصهء شام كشيدند ، با تيغ خورشيد پيكر جيب و كنار گردنكشان شام را چون دامن مغرب شفقى گردانيد ، باقى كه انقياد كرده رقبهء اطاعت در ربقهء ارادت نهادند ، رقم عفو بر جريدهء قصور ايشان كشيد و از شعلهء مشعل عدالت شبستان شام را چون صبح بيضا روشن و منوّر گردانيد .
لمؤلّفه
ز فرّ قدوم شه پاكديد * شدى شام روشنتر از صبح عيد
ز شمع عدالت كه افروخت عام * منوّر ازو شد شبستان شام
ز تشريف شاه سعادت رديف * مثل در جهان گشت شام شريف
كنون خاك شام شرف آستان * شدى سرمهء ديدهء اصفهان
عروس جهان است نبود عجب * كه آيينهوار است شهر حلب
ز خوبى به نزديك اهل تميز * چه شامى كه از مصر باشد عزيز
سر كنگره قلعهاش بىگمان * ز شادى كله سوده بر آسمان
وفات قطب الابرار غوث الاخيار حضرت خواجه علاء الدين عطار قدّس سرّه
در اصل نام مبارك ايشان محمد بن محمد البخارى است . مزار فيض آثارش در ولايت حصار است در ده نو چغانيان . در تاريخ 804 در بيستم شهر ذى القعده اميرزاده محمد سلطان را درّى از درج شهريارى يا غنچهء از گلبن گلستان كامكارى در عرصهء ظهور شكفت و به سلطان يحيى موسوم گشت . سرآمد فضلاى دوران تاج الدين سلمان مأمور