از طينت معظّم جانى بود مجسّم * فرخنده [ اى ] در اين ملك زيبنده بر سر تخت
بر كف ز صولتش تيغ ، در جان ز هيبتش مات * بر سر ز شوكتش تاج ، در بر ز همّتش رخت
در جنگ از نهيبش در رستهء معارك * جنس جگر ز اعدا ، تخت است بر سر تخت
با صاحبان مصاحب ، وز بدسر است دلسرد * بر ياوران مراقب ، با دشمن است سرسخت
تاريخ سال ميلاد از پير عقل جستم * بنوشت با دل شاد اين نوجوان ، جوانبخت
چهارم : نوّاب محمد رحيم ميرزا ؛ از بطن صبيّهء مرتضى قلى خان سپانلوى قاجار است و در طراوت رخسار ، خال رخسار روزگار .
پنجم : نوّاب سلطان سيامك ميرزا
ششم : نوّاب ابو الفيض ميرزا
هفتم : نوّاب نجف قلى ميرزا
هشتم : نوّاب ابو نصر الدين ميرزا ؛ برادر صلبى و بطنى نوّاب ابو الفيض ميرزاست .
نهم : نوّاب حسن ميرزا
دهم : نوّاب حسين ميرزا ؛ اين حسن و حسين كه توأمان نوشته شدهاند ، از بطن والدهء سلطان سيامك ميرزا توأم به وجود آمده و رونق ده عالم شهود شدهاند - اللهمّ احفظهما .
يازدهم : نوّاب نور الدهر ميرزا ؛ والدهاش از اهل دماوند است و در حسن صورت در جميع اطفال بىمانند .
فقرهء هفدهم در ذكر اولاد امجاد نوّاب احمد على ميرزا
عدد ايشان ذكورا و اناثا يازده نفر ، چهار نفر از آنها ذكور و هفت نفر اناث