فقرهء هشتم در ذكر اولاد امجاد نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا
بدانكه اولاد اين شاهزادهء نيكونهاد در ايّام حيات خاقان مغفور ، ذكورا پانزده « 1 » و اناثا هفده نفر بودند . نوّاب كامران ميرزا ، كه يكى از جملهء اميرزادگانزادهء از بطن صبيّهء مرضيّهء مرحوم حاجى ابراهيم خان شيرازى اعتماد الدولهء ديوان اعلى و به سنّ هجده سالگى بود و مهر رخشان در برابر مهر جمالش [ 591 ] چون چهر زنگى تيره و تار مىنمود ، در سنهء يكهزار و دويست و چهل و نه از ناخوشى وباى عام درگذشت و اين قطعهء زاده از طبع مؤلّف تاريخ وفات او را دليل گشت .
لمؤلفه :
بگذر از عيش جهان كاندر عزاى زادگان * كسوت شاهان به بر پيوسته نيلى فام شد
عاقبت از صدمهء سم جسم او را خاك ساخت * قوس گردون دو روزى گر كسى را رام شد
گر تنى با كام از جور زمان ناكام رفت * ور كسى با نام از جور جهان گمنام شد
از حسام سلطنت بردند رخشان گوهرى * كز فروغش مهر و مه شرمنده صبح و شام شد
گشت ناپيدا از ايوان فريدون ايرجى * يا همى گويى ز دامان نريمان سام شد
كامران شاه جوان بگذاشت از جان جهان * در عزايش شورشى برپا درين ايّام شد
آنكه در هنگام و بىهنگام پروردش سپهر * ناگهان در خاك از طاعون بىهنگام شد
آنكه در بزم طرب شهر امل در جام داشت * ناگهان زهر اجل آلودهاش در كام شد
آنكه از نازكدلى از سايهء خود داشت رم * از چه عفريت اجل را رام و با آرام شد
رفت با دامان پاك از اين جهان در آن جهان * بخت او خوش باد در جنّت كه خوش فرجام شد
بهر تاريخ وفات او رقم زد خاورى * حيف حيف اندر جوانى كامران ناكام شد « 2 »
فى الجمله ، اكنون موازى چهارده نفر ذكور و هفده نفر اناث در حيات و اسامى
هامش
( 1 ) . اكسير التواريخ ، سيزده تن از ذكور را نام مىبرد .
( 2 ) . غير از آخرين بيت ، قطعه فوق در تذكرهء خاورى نيامده است .