وحوش را در صحرا فرصت ستيز و پرواز ندهد و صيدى از خدنگ او نجهد .
يازدهم : نوّاب نادر ميرزا ؛ از بطن مكرّمهء نوّاب امام قلى ميرزا ، سيمين ولد است و از طراوت رخسار و حلاوت گفتار ، يوسف مصرى را علامت و سند . در حسن اندام و لطف كلام ، نادر دوران سلطنت ابد ملزوم و اكنون به سبب هجوم و دستاندازى سپاه خط ما صدق مفاد « النادر كالمعدوم » است . وقتى ، در دار العلم شيراز افواج نظام جديد را سرهنگ بود و با قامتى خجلت ده شور قيامت ، مشق سربازى مىنمود .
دوازدهم : نوّاب محمد كاظم ميرزا ؛ جوانى متعارف است و به سبب شيرازييّت والده ، با اهل زمانه مراود و موالف .
سيزدهم : [ 589 ] نوّاب محمد ميرزا ؛ از بطن والدهء نوّاب رضا قلى ميرزا چارمين ولد است و در حسن رخسار و لطف كردار ، اصالت صلبى و بطنى را سند .
چهاردهم : نوّاب كامران ميرزا است كه در حسن وفا و لطف لقا ، بىهمتا و پيوسته با هواخواهان ، طريقهء دوستى مىسپارد و اوقات را در دار العلم شيراز مصروف مىآرد .
پانزدهم : نوّاب داراب ميرزا ؛ خالى از ملاحتى نيست . وقتى ، به زيارت عتبات عاليات رفته ، بعد از مراجعت در دار العلم شيراز به توقف زيست .
شانزدهم : نوّاب سلطان ابراهيم ميرزا ؛ برادر صلبى و بطنى نوّاب كامران ميرزاست .
هفدهم : نوّاب منوچهر ميرزا ؛ از بطن جاريهء قلموق و از بلندى مقدارش سر بر عيّوق است .
هجدهم : نوّاب ايرج ميرزا ؛ از بطن والدهء نوّاب منوچهر ميرزا به وجود آمده و با صغر سنّ ، مهر چهرش طعنهها بر مهر تابان زده است .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 1092
مساهمون: ناصر افشار فر
ص١٠٩٢