نيرنگ امراء ايل زعفرانلو و شادلو ، از صاحباختيارى آن ملك درگذشت .
بعد از وفات خاقان مغفور ، از دار الامان كرمان ، متهوّرانه عزيمت كرده ، دار العبادهء يزد را نشيمن ساخت و خودسر به اخذ ماليات ديوانى پرداخت . پس از جلوس شاهنشاه جمجاه - خلّد اللّه ملكه - بر تخت سلطنت سديد ، معزى اليه فرارا به سمت هرات گريخت و به اعانت افاغنه به ولايت سيستان تاخته رشتهء قرار سيستانيان را بگسيخت .
بالاخره از بىوفايى طايفهء افغان و خوف بازخواست شاهنشاه زمان ، به لباس تبديل از راه كرمان و اصفهان به عتبات رفته به دامان توسل ائمهء اطهار آويخت .
دويم : نوّاب اوگتاى قاآن ميرزا ؛ از بطن مطهّرهء صبيّهء مرحوم مرتضى قلى خان پنجمين ولد و با نوّاب هلاكو ميرزا برادر صلبى و بطنى است . جوانى در غايت صباحت و نهايت ملاحت بود و چندى در ديار خراسان و ولايات يزد و كرمان به فراغت و كثرت شادمان زندگانى مىنمود . اكنون نيز در عتبات عاليات « 1 » ساكن و با لباس فضيلت مشغول كسب فضايل از فضلاى آن مكان فيض مواطن است - اللهمّ وفّقه .
سيم : نوّاب ابو سعيد ميرزا ؛ از بطن مخدّره [ اى ] از اهل قم و پروردهء خوان فراغت و تنعّم است . جوانى فقيرمنش ، بزرگروش و با اهل روزگارش كمتر آميزش است .
لمؤلفه :
تا توانى گوشهگيرى پيشه كن * از جهان و اهل « 2 » آن انديشه كن
چهارم : نوّاب قهرمان ميرزا ، زاده از بطن محترمهء صبيّهء مرضيّهء اسحق خان سردار قرائى حاكم تربت حيدريه خراسان و در ارض اقدس مشهد مقدّس رضوى ( ع ) از اقطاع موروثى جدّ امّى صاحب اوضاع فراوان است . زياده از اين ، از احوالش خبرى معلوم نيست .
هامش
( 1 ) . تذكره خاورى : « روضه مقدسه رضويه » .
( 2 ) . ملى و ملك : « زاهل »