مهرى از برج شهنشاهى و ليكن بىزوال * دُرّى از درج جهاندارى و ليكن بىقرين
آفرين خوان نيست تنها اهل عالم زين سرود * جبرئيل از محفل روحانيان خواند آفرين
داد صدر و بدر را صاحبقران باهم قران * بدر او مهر منير و صدر او ماه زمين
صدر شد كيوان نشين و بدر شد كيهانفروز * صدر بايد آنچنان و بدر بايد اينچنين
بهر تاريخ وفاتش خاورى گفتا كه باد * بدر عالم دايما با صدر كيهان همنشين « 1 »
سى و چهارم « 2 » : جهان را شاه ايوان نكويى ، حضرت شاه جهان خانم « 3 » از بطن مستورهء بلباسيّه [ است ] كه در صندوقخانهء اندرون همايون نايب خازن الدولة العليه بوده .
چون شاهزادهء مزبوره همنام عمّهء صاحبقران مجرّب است ، لهذا به عمهء شاه مخاطب .
جناب ميرزا عبد الباقى لاهيجى گيلانى منجّمباشى ، شوى فرخنده خوى اوست و در جرگ صباياى محترمه با مكنت و آبرو . تاكنون اخترشناسان سپهر هنرورى ، اخترى به اين جلوهگرى در نگيندان هيچ انگشترى ننهادهاند و امّهات اربعه ، زاده [ اى ] به اين آزادى از بطون مطهّره نزادهاند .
سعدى :
آفرين خداى بر پدرى * كه تو پرورد و مادرى كه تو زاد
سى و پنجم : سلطان فرّخ رخ ايوان نكويى ، فرخ سلطان خانم از بطن مرضيّهء مستورهء شيركوهيهء لاهيجانيه گيلانيه و همشيرهء نوّاب شاپور ميرزا است . شوى
هامش
( 1 ) . غير از بيت آخر ، قطعهء مزبور در تذكره خاورى موجود نيست .
( 2 ) . شرححال سى و سومين دختر فتحعلى شاه در نسخهء ملى و ملك نيامده است .
( 3 ) . تذكره خاورى : + « الملقبه به خان بىبىخانم »