وقتى نوّاب نايب السلطنه عباس ميرزا را با جناب امين الدوله بىلطفى به سرحدّ كمال رسيد ، بغايتى كه در دار الخلافهء طهران قاصد قتلش گرديد ؛ نظام الدولهء مزبور كه در شهر كاشان حاكم بود ، از ظهور بىلطفى چنان ، بزرگوارى بىنهايت توهّم نمود . اللّه العليم ، يا به اطلاع جناب امين الدوله يا عدم اطلاع [ وى ] شبى غافل شاهزادهء با وقار را با جمعى از محرمان « 1 » برداشت و به طريق سباى و چاپارى روى سعادت به صوب عتبات عاليات گذاشت . اكنون مدتى است كه در آن آستان شريف مجاور است و با كمال مكنت و ثروت ، راعى احوال مجاور و مسافر . دنيا و آخرتش هر دو در دست است و طعنهزن بر احوال هر بلند و پست .
بعد از وفات خاقان مغفور ، جناب امين الدوله والد بزرگوار نظام الدولهء مزبور نيز مصلحت خود را در توقف ايران نديد و با عيال و احمال به روضهء مطهّرهء نجف اشرف رفته ، مجاور گرديد .
تاريخ عيش نظام الدوله از كلك مؤلّف تراويد و يادگار را درين صحيفه ثبت گرديد .
لمؤلفه :
نام ميمون على شد با محمد همنشين * گوهر نام همايون نظام الدوله سفت
آن نظام الدوله كز جدّ و پدر شد سربلند * بخت او بيدار شد ، بخت عدو بالمرّه خفت
در رياض بخت خويش از گلشن عزّ و جلال * غنچه [ اى ] سربسته آورد و بس گلها شكفت
با وجود آنكه شد يك جا تباه اندوخته * با نظام الدوله همسر گشت شمس الدوله مفت
هامش
( 1 ) . ملى : « محارم »