گلبنى فرّخ رخ و فرّخ قد و فرّخ لقب * از قرار شرع پيغمبر به او كردش حلال
همسرش كرد از كرم بانو گلى از باغ ملك * وه چه نوگل مظهر حسن جمال ذو الجلال
ميرزا جان ملك و آن نو عروسش جسم او * اينچنين جان و چنان جسمى بود زيبنده فال
از براى سال تاريخش رقم زد خاورى * شاه عالم جسمى و جانى كزين داد اتصال « 1 »
سى و ششم : ماه سيماى نوشلب ، ماهنوش خانم ، از بطن مرضيّهء مستورهء صبيّه بدر خان امير زند و در حسن صورت و لطف سيرت در ميان همگنان بىمانند . حضرت ميرزا نبى خان على آبادى ثم القزوينى ، از جان او را خواستگارى نمود و از يمن مقدم آن تازه سرو بوستان اقبال ، روزبهروز اسباب ترقّيش آماده گشت ؛ تا بعد از رحلت خاقان مغفور در خدمت شاهنشاه فلك گنجور ، قدر و منزلتش از هرچه در حوصلهء گمان گنجد درگذشت « 2 » .
چونكه آمد در ميان اقوال او * لازم آمد شرحى از احوال او
پدر اين ميرزا نبى خان ، اصلش از علىآباد و مازندرانى و عابدين بيك پدرش در نزد ميرزا محمد زكى مستوفى الممالك خاقان شهيد ، خانه شاگرد بوده . ميرزا محمد خان قاجار بيگلربيگى دار الخلافهء طهران كه بلوك علىآباد را به تيول داشت ، آن طفل خوشسيما را در آنجا ديده و پسنديده دست تصرف بر آن گذاشت و رفتهرفته در آن سركار پيشخدمت محرم گرديد و بعد از بروز لحيه به منصب فراشباشى رسيد . در اوقاتى كه مرحوم بيگلربيگى حاكم دار السلطنهء قزوين بود ، اين عابدين بيك فرّاش با
هامش
( 1 ) . اين قطعه در تذكره خاورى موجود نيست .
( 2 ) . از اينجا تا بند سى و هفتم در تذكره خاورى موجود نيست .