سالها در عهد والى بودن بابش ز شاه * بود چون رستم به دستش اختيار سيستان
رعشه از سهمش به گردان بلوچستان و سند * جمله از روى ارادت در ركابش همعنان
رستم دستان به ياد رزمش آزاد از ضمير * يوسف كنعان به عهد حسنش افتاد از زبان
ز احتساب شخص عزمش مىگرفت اوزبك هراس * ز انتقام دشت رزمش مىكشد افغان فغان
صهر شاهنشاه اعظم آنكه از فرط كرم * نسخ كرد اندر جهان آن شهرت نوشيروان
خاورى در اين عزادارى بكش آه و بگو * سال تاريخ وفاتش رستم زابلستان
بيستم : درّة التاج فرق دولت سپهر تحشّم ، تاجلى بيگم خانم از بطن مطهّرهء مستورهء كرمانيه والدهء معظمه نوّاب فتح اللّه ميرزا الملقب به شعاع السلطنه است و زوجهء مطهّرهء نصر اللّه خان ولد ابراهيم خان ظهير الدوله « 1 » . در عنفوان جوانى از فرط علوّ اعتقاد به آيين دين مسلمانى به طواف روضهء بيت اللّه الحرام و زيارت قبور ائمهء انام مشرّف و به سبب حسن اعتقاد ، قرين انواع عزّت و شرف شد . اطوارى ستوده دارد و وجودى آزموده . اميد كه به عمر طبيعى بهرهمند باد .
بيست و يكم :
جهان را حسن جانپرور * فلك را مهر مهپيكر
حسن جهان خانم الملقبه به واليه ايضا از بطن مطهّرهء والده شعاع السلطنه فتح اللّه ميرزا . در حبالهء نكاح اجلّ الولاة خسرو خان والى والاشأن ولايت كردستان بود و شوى
هامش
( 1 ) . تذكره خاورى : + « البهيّه »