نيكويى طاق ، شبى به روز و روزى به شب نياورده است . چندى حكومت نهاوند با او بود و در سلوك با رعيت يد و بيضا مىنمود . مدتى حقير اسير سرپنجه تربيت او بودم و در بديهيات امور به جز مهملات و مجملات حرفى ديگر از وى نمىشنودم . جمودت و بلادتش عجيب است و در آسايش رخسار و قامت با طرزى غريب . وقتى غزلى سرودم و در يوم السبت به حضرت سلطنت انفاد نمودم ، يك شعرش اينكه :
لمؤلفه :
با نامم و از جور توام نيست نشانى * اكسير به خاك اندر و سيمرغ به قاف است
آن پليد نادان در حضور شهريار زمان گفته بود كه : با آنكه خود گفته « سيمرغ به قاف است » ، چرا با غين كتابت كرده [ است ] .
شعر ديگر را نيز در غزل ديگر ايراد گرفت و آن اينكه ، لمولفه :
به جوش آورده شعر خاورى بىباده رندان را * كه از خمخانهء الطاف جم نوشيده سرجوشى
گفته بود سرجوش حليم بازار قزوين را ما خوردهايم چيز پوچى است ؛ فلانى چرا تعريف سرجوش را كرده است .
مهارتش در مشّاطگى غريب است و غازهء رخسارش بر ظهور اين معنى دليلى عجب .
لمؤلفه :
غازه بر رخسار مردان چون كله بر فرق زن * غازه كرمانى به رخ رو لاف از مردى مزن
هفدهم : نوّاب احمد على ميرزا « 1 »
در صلب و بطن با آن دو شاهزاده فوق يكى است و در خصائل حميده ، نقطه مقابل ايشان بىشكّى . در فنون حكمت و طب و نجوم و هندسه و نظم اشعار و حسن
هامش
( 1 ) . تولد : روز جمعه ششم شوال المكرم سنه 1218 ( همان ، ص 212 )