ثبت گرديد :
ز معمار سروران قلب شاهنشاهى آبادان * الهى جاودانى باد با شاديش همراهى
على شاه آمد از بطنى همايون در وجود اى دل * ز مولودش جهانى شاد شد از ماه تا ماهى
وليعهد جهان عباس شه را همسرى پيدا * يكى جمشيد ايوانى يكى خورشيد خرگاهى
ندارند اين دو دُردانه به ساير نسبتى آرى * تفاوتها پرستاران بزمى را ز خرگاهى
تفأل زد به مولودش كه ديد از چهرهاش دولت * محمد شاه در ميلاد او زد جيقهء شاهى
چو ديدش لايق آرايش اورنگ دارايى * نهادش تاج بر سر جيقه بر تاجش ز آگاهى
تفأل زن دلا آيد زمانى كان زمان بينى * كه آن شه ظل سلطانى كند از ظل اللّهى
اگرچه شه نمىبخشد به آنان افسرى چون اين * ولى بهتر حسودان را درين خواهش طمع گاهى
عدويش آن رواياتى كه خواند از قضا باطل * حسودش آن خيالاتى كه جويد از قدر واهى
رقم زد خاورى با قلب شاد از بهر تاريخش * زهى آباد شاهنشاه ز ميلاد على شاهى
سيم : نوّاب محمد على ميرزا الملقب به دولتشاه
اكبر و اسنّ از جميع شاهزادگان ذكور بود و در سنهء يكهزار و دويست و سه از بطن گرجيهء ارمن در قصبه « نوا » مهر چهرش از مطلع دولت طالع شد و در سنهء يك هزار