اگرچه برحسب ظاهر وليعهد دولت پايدار بود ، و ليكن دخل كلّى در جميع امور مملكت و سلطنت مىنمود . قرار و مدار معاهدات با دولتهاى خارج ، از روم و روس و فرنگ كلّا به كف [ با ] كفايت او محوّل گشت و مرتبه وليعهديش « 1 » به چندين پايه از رتبه سلطنت درگذشت . سلطان روم لقب اخوّت بر سر او هشتى و در نامهجات و رسائل ، بعد از القاب كليه به اين طرز نوشتى كه : « سمّى عمّ نبىّ ، ثانى عباس على ، ثالث عباس صفوى ، قارداشيم عباس ميرزا . »
بالجمله ، يك سال قبل از وفات خاقان مغفور - نور اللّه مضجعه - در شهر جمادى الآخره سنهء يك هزار و دويست و چهل و نه در ارض اقدس مشهد مقدس رضوى ( ع ) وفات يافت و در همان خاك پاك مدفون گشته ، به سبب اجر مجاورت مذكوره ، فى الفور روح پاكش به اعلى فراديس جنان شتافت . تاريخ ولادتش درين محل مذكور آمد :
آمد از فيض احد عباس شاه اندر وجود * در لواى دلگشا همسايهء فيروز كوه
حبّذا مولود مسعودى كه اندر كودكى * با وقار و با عيار و با قرار و با شكوه
خسروى صاحب عيار و كسروى صاحب وقار * سرورى بينشپذير و داورى دانشپژوه
از فشار پاى او اندر جهان سير و گشت * گردن و دوش پرستاران همى اندر ستوه
از وليعهدى او باشد پياپى بر زبان * بس تفاوتها جهانى را گروه اندر گروه
در ركاب او زِ هر ساحت سپاه اندر سپاه * در هواى او ز هر جانب وجوه اندر وجوه
هامش
( 1 ) . ملّى : « وليعهدش »