نوشتم قرنها تاريخ آثار نياكانت * [ 513 ] كنون دارم به كف آثار شاه و رسم ديوانش
چنين چاكر روا نبود پريشان خاصه در وقتى * كه ظلّ رأفت شاهى بود بر سر نگهبانش
مرا مستغنى از احسان خود كن تا شوم فارغ * ز قرض و خرج و تيمار عيال و ظلم و طغيانش
اگر خود مالك دينار دارد درد مسكينى * بود در روزگاران شربت دينار درمانش
بود تا هست احسان بر غناى فقر اصرارش * بود تا هست مسلم با طواف كعبه پيمانش
حريم درگه سلطان مطاف زمرهء انسان * به زير بار احسان فرقهء گبر و مسلمانش
بالجمله ، در جلد وى اين قصيدهء غرّا مبلغ سيصد تومان انعام مرحمت فرمود و روزبهروز بر مراتب التفات باطنى و ظاهرى افزود - اللّهم خلّد بنيان دولته و سلطنته الى آخر الزمان بحقّ محمّد و آله الأخيار الأبرار آمين آمين آمين يا رب العالمين .
بعون الله و توفيقه به اتمام رسيد اين كتاب مستطاب از نسخه [ اى ] كه به خط مرحوم ميرزا فضل الله خاورى مؤلف است در ماه ظفر المظفر سنه 1326 يكهزار و سيصد و بيست و شش هجرى برحسب فرمايش جناب مستطاب علّام فهّام سلالة السادات العظام آقاى اعتماد الدوله - أدام اللّه إفضاله « 1 » .
هامش
( 1 ) . پاراگراف آخر ضميمهء نسخهء مجلس است .