تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
سرايد « 1 » و حقيقت نسب و حسب اين دودمان رفيع الشأن را در آن قطعه مذكور نمايد . بنابرآن ، برحسب امر همايون قطعه [ اى ] موزون و دو مصراع شعر بر تاريخ خوش مضمون بدان مقرون ساخت و به جهت اطلاع آيندگان به تحرير آن پرداخت . قطعهء مزبور بر دور آن نقوش محرّر است و بينندگان را در نظر . لمؤلفه :
حضرت صاحبقران فتحعلى شاه جليل * كش بود فرمانده روى زمين جدّ و تبار جد اعلايش بود همنام او فتحعلى * آن‌كه از تيغ جهانگيرش جهان جست اعتبار جدّ ديگر شد حسن شاه آن‌كه از نيروى بخت * ملك ايران را مصفّا ساخت چون نعم القرار شد جهانسوزش پدر عمش محمد شاه راد * كز وجود آن دو دارند ايل قاجار افتخار مرز گرگان مسكن و آفاقشان زير نگين * ملك توران مأمن و ايرانشان در اختيار آن چهار از تيغ بودند افتخار كائنات * خسرو صاحبقران شد افتخار آن چهار باجش آمد از فرنگ و زنگ و هند و روم و چين * وندرين دعوا بود برهان كتاب روزگار قرب چل سال است كآن آرايش ملك و سرير * ملك را رونق‌گزار و تخت را زينت‌نگار تاكنون اولاد و احفادش فزون از هشتصد * هر يكى در رزم دشمن رستم و اسفنديار
هامش
( 1 ) . ملى و مجلس : « سرآيد »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 877 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )