سرايد « 1 » و حقيقت نسب و حسب اين دودمان رفيع الشأن را در آن قطعه مذكور نمايد .
بنابرآن ، برحسب امر همايون قطعه [ اى ] موزون و دو مصراع شعر بر تاريخ خوش مضمون بدان مقرون ساخت و به جهت اطلاع آيندگان به تحرير آن پرداخت . قطعهء مزبور بر دور آن نقوش محرّر است و بينندگان را در نظر .
لمؤلفه :
حضرت صاحبقران فتحعلى شاه جليل * كش بود فرمانده روى زمين جدّ و تبار
جد اعلايش بود همنام او فتحعلى * آنكه از تيغ جهانگيرش جهان جست اعتبار
جدّ ديگر شد حسن شاه آنكه از نيروى بخت * ملك ايران را مصفّا ساخت چون نعم القرار
شد جهانسوزش پدر عمش محمد شاه راد * كز وجود آن دو دارند ايل قاجار افتخار
مرز گرگان مسكن و آفاقشان زير نگين * ملك توران مأمن و ايرانشان در اختيار
آن چهار از تيغ بودند افتخار كائنات * خسرو صاحبقران شد افتخار آن چهار
باجش آمد از فرنگ و زنگ و هند و روم و چين * وندرين دعوا بود برهان كتاب روزگار
قرب چل سال است كآن آرايش ملك و سرير * ملك را رونقگزار و تخت را زينتنگار
تاكنون اولاد و احفادش فزون از هشتصد * هر يكى در رزم دشمن رستم و اسفنديار
هامش
( 1 ) . ملى و مجلس : « سرآيد »