فرمود و طالع بىزوال شاهنشاه صاحبقران ، آن قلعهء آسمان شأن را در عرض يك ساعت مفتوح نمود . جمعى از افاغنهء فراعنه كه در آن قلعه بودند ، دستگير گشته ، فوجى از پيادگان خراسانى را مستحفظ نمودند . اين قطعه در تاريخ فتح آن حصار از طبع مؤلف مدحتسپار تراويد و به جهت يادگار درين صحيفه ثبت گرديد .
لمؤلفه :
عزم اميرزاده بگشود كوسويّه * داخل شد اندران حصن و آن حصن جسم و او روح
فرمايش وليعهد خوش آن حصار بگشاد * آنكس كه صاحب عزم فرمان اوست ممدوح
ز آفات رست آن ملك از طالع شهنشاه * كشتى است با سلامت گر ناخدا بود نوح
از زمرهء اهالى سودى نداد كوشش * پيداست تا چه مقدار جنبش ز جسم مذبوح
بىقالوقيل آمد آن قلعه در تصرّف * يك تن نماند رنجور يكسر نگشت مجروح
در وادى سلامت ياران ستاده قائم * در عرصهء سياست خصمان فتاده مطروح
بعد از گشايش حصن از حسن يارى بخت * در حضرت وليعهد شرحى نوشت مشروح
پس خاورى به تاريخ پا برنهاد و گفتا * از عزم آن وليعهد شد كوسويّه مفتوح
بالجمله ، بعد از نظم ولايت كوسويّه روى به ولايت غوريان گذاشتند و چون منظور كلّى تسخير ولايت هرات بود ، على العجاله پيچيدگى به ولايت غوريان را موقوف به وقتى ديگر داشتند . كامران ميرزاى والى هرات از فرط بدبختى چنان انديشيد كه راه