چون آيين « 1 » زمانه غدّار ديگرگون است و پيوسته عشرتش با ملالت مقرون ، نواى هنگامهء « 2 » حسين قلى خان نادان نوبت ثانى از پردهء مخالف بلندآواز « 3 » و زمزمه حركت او از كاشان به اصفهان و از آنجا به عراق بزرگ و كوچك ، دربار همايون را دمساز شد . شاهنشاه ظفر قرين به جهت تدارك دفع آن مخالفت آيين از چمن لار عزيمت صوب مقر خلافت ابد تضمين را بر صدر زين آرام گزين و در اواخر شهر ربيع الاول وارد آن خطه بهشت ضمين « 4 » گرديد .
ذكر موجبات فتنه حسين قلى خان [ در ] نوبت ثانى و دفع آن سرگردان وادى حيرانى در كمال آسانى از حركت رايات ظفر مبانى
حسين قلى خان بعد از حكومت سمنان كه از ايالت ولايت كاشان به سرافرازى بىپايان رسيد ، خيلاى فتنه در زواياى دماغش جاىگير گرديد [ و ] سر پرشورش [ 89 ] انباشته از مخالفت داراى زمان و زمين بود ، ولى به سبب عدم اسباب كار فرصت كارى نمىنمود ، به حكم روباه نفس مكار به اين خيال افتاد كه هر روز به كارى كه نمونهء ترك دنياست دست زند تا به اين وسيله شايد امور را بر نزديك و دور مشتبه كند . گاهى چون زاهدان رياساز سجاده سالوس مىنهاد و خود را صائم الدهر و قائم الليل به قلم مىداد و زمانى چون صوفيان حيلت باز خود را تارك دنيا مىشمرد و با ترك حيوانى حيوان صفت در تكاياى درويشان با قلندران پريشان به سر مىبرد .
شاهنشاه تاجدار با اطلاع از حقيقت كار ، گاهى مواخذاتش را احكامى عتابآميز و زمانى تربيتش را فرمايشاتى عنايتانگيز ادا مىفرمود و بالاخره سودى نمىبخشود تا اينكه شخصى مجهول الحال به او دچار شد و او را در احوالات خبيثه « 5 » مايه رونق بازار آمد . شخص مزبور شيادى بود از ايل بيرانوند « 6 » و طرّارى در سلك قلندران نكبت مانند ؛
هامش
( 1 ) . مجلس : « اين »
( 2 ) . مجلس : « هنگام »
( 3 ) . مجلس : « بلند آوازه »
( 4 ) . كفيل ، ضامن
( 5 ) . مجلس : « فتنه »
( 6 ) . بيرانوند محلى است در لرستان كه ساكنين آنجا هنوز به ايل بيرانوند معروفند ( حاشيه نسخهء ملى ) .