تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 30

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٠
آنچه در اصل است : در او . حضرت سراجا و هاجا . . . صفحهء 607 و بدين ابيات مترنم شد . خسروا لشكر منصورت اگر رجعت كرد . نيست بر دامن جاه تو از اين بار غبار عقل داند كه در ادوار فلك بىرجعت استقامت نپذيرند نجوم سيار . ديگر سرداران . . . بر راى عالى واضح بود . . . صفحهء 608 امراى دولت . . . صفحهء 609 مخالفان . . . درجهء شهادت يافتند . . . حضرت اعلاء سلطانى صفحهء 610 به رودسر رفتند چشم امل اميره كه از حرص لشتنشاه باز بود ، به ظلمت اين خبر چون شب نوميدان تاريك گشت و صورت فيروزى كه به بيدارى طلب مىداشت ، به خواب و خيال انجاميد و از لاهجان ناكام به كوچسفهان رفت [ تا اينجا بنويس و السلام آخر شد ] آنچه تصحيح شده است : در او . حضرت ورستر قاسم . . . صفحهء 607 ديگر سرداران . . . بر راى خان واضح بود . . . صفحهء 608 امراى خان احمد . . . صفحهء 609 سپاه اميره حسام الدين . . . مقتول شدند . . . حضرت خان احمد صفحهء 610 به رودسر رفتند و حضرت اميره حسام الدين با فتح و فيروزى به كوچسفهان رفت . . .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 30 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده