آنچه در اصل است : كارنامد ، بنوعى چشمزخم دست داده بود كه لشكر مخالف به طرف دست چپ به نخجير كلايه و دست راست به كوهستانكى در زدو گير بودند و نواب عالى سلطانى . . .
صفحهء 605
چون نهاد كوه باوقار و چون شير قوىدل و باقرار ، به در هشت بر مقيم سعادت بود چنانچه ركاب عالى كه به سنگه چاركى رسيد پيله فقيه و چندين ملازمان كه در خدمت اشتغال داشتند دستگير گشتند . . .
دامن دولت از آسيب تندباد وقايع و گرد حوادث محفوظ ماند و از لجهء جنگ و آتش دهان نهنگ اهل وغى به سلامت بيرون رفتند . . .
پيادهء مخالفان . . .
در پى عساكر آمدند چون چشم مخالفان از جمال روز مقصود نابينا بود بر مثال شبپره به ظلمت شب فكرت سرگردان و باز به لاهجان معاودت نمودند . . .
صفحهء 606
ضمير حضرت سلطنت و جلال . . .
برگ بىبرگى و ميوه غم و در دست
آنچه تصحيح شده است : صفحهء 605
به در هشتبر مقيم بود چنانچه پيله - فقيه و چندين ملازمان كه در خدمت اشتغال داشتند دستگير شدند . . .
دامن دولت خان از آسيب تندباد وقايع و گرد حوادث محفوظ ماند و به سلامت بيرون رفتند . . .
سپاه اميره . . .
در پى عساكر آمدند و باز به لاهجان معاودت نمودند . . .
صفحهء 606
ضمير حضرت خان احمد . . .
برگ بىبرگى و ميوه همه خارست
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 29
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
صمقدمهء مصحح ٢٩