در روز « 1 » روزگار برم بر بساط تو * زان پس شوم به خدمت سلطان روزگار
درياست خاطر من و گوهر درو سخن * بر مجلس شريف تو گوهر كنم نثار
شعرى كه خاطرم بمعانى بپرورد * باشد يكى طويله پر از درّ شاهوار
در قعر « 2 » و در شناختن شعرهاى خويش * بر همّت و كفايت تو كردم اختصار
تا هست در زمانهء فانى بلند و پست * تا هست در . . . « 3 » گيتى عزيز و خوار
بادى بلند و دشمن تو پست و سرنگون * بادى عزيز و حاسد تو خوار و خاكسار
اقبال همنشين تو بالصّيف و الشّتا * توفيق رهنماى تو باللّيل و النّهار
( 66 ) ص 194 س 4 ، « تا شب چهارشنبه الخ » ، چنان كه در مواقع خود در حواشى ذيل صفحات اشاره نمودهايم « 4 » چندين فقره از مندرجات اين فصل راجع بحسن صبّاح بعضى مطوّل و بعضى مختصر ( از جمله همين موضع
هامش
( 1 ) كذا فى الأصل ( ؟ ) ،
( 2 ) كذا فى الأصل ( ؟ ) ،
( 3 ) يك كلمه اينجا در اصل نسخه محو شده است ،
( 4 ) مزيدا للتّوضيح تكرار ميكنيم كه مجموع فقرات مشتركه بين جهانگشا و تاريخ ابن اسفنديار از قرار ذيل است : جهانگشا ج 3 ص 194 س 4 - ص 195 س 10 ، و ص 198 س 10 - ص 199 س 7 ، و ص 202 س 9 - 11 ، و ص 203 س 7 - ص 204 س 12 ، مطابق تاريخ ابن اسفنديار نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس « ضميمهء فارسى 1432 » ورقb154 -b155 در فصل راجع بسلطنت حسام الدّوله شهريار بن قارن بن سرخاب مؤسّس سلسلهء دوّم از آل باوند ،