ديوان شاعر مزبور نيز تاكنون بچاپ نرسيده مناسب ديديم ذيلا آن را درج نمائيم و از اين قصيده معلوم مىشود كه پدر معزّى ( يعنى برهانى ) نيز از مدّاحان همين بو مسلم رازى بوده است ، و هى هذه « 1 » :
قصيدهء معزّى در مدح بو مسلم رازى
تا باغ زرد روى شد از گشت روزگار * بر سر نهاد تودهء كافور كوهسار
از برف شد بدايع كهسار در حجاب * وز ابر شد صنايع خرشيد در حصار
هامون برهنه گشت ز ديباى هفترنگ * كردو نهفته گشت بسنجاب سيلبار
باد صبا بباغ نسوزد همى بخور * باد خزان بچرخ برآرد همى بخار
زاغ سياه يافت بميراث بوستان * ماغ سپيد داد بتاراج لالهزار
قمرى كنون همى نسرايد بگلستان * بلبل كنون همى نگرايد بمرغزار
آذر بجاى لالهء كوهى است بافروغ * آبى بجاى سوس خموليست « 2 » آبدار
هر روز بر درخت بپوشند جامهء * كش زرّ پخته پود بود سيم خام تار
يكچند نوبهار بياراست روى خويش * آمد خزان و كرد نهان روى نوبهار
هامش
( 1 ) نقل از مجموعهء دواوين شعراء ستّه معزّى و اثير اخسيكق الخ نسخهء ديوان هند نمرهء 132 ورقb15 ( فهرست ايته نمرهء 913 ) ،
( 2 ) كذا فى الأصل ( ؟ ) ،