جحر هر حجرى « 1 » گريختند و قومى مجروح و بعضى بىروح ماندند و تمامت آنروز كوششى « 2 » عاجزانه و جنبشى « 2 » زنانه كردند « 3 » تا چون آسمان كله خرشيد از سر برداشت و زمين كلّهء شب از ثرى بثريّا افراشت « 4 » پاى از حرب بازكشيدند ، روز ديگر كه شاه نورپيكر از گريبان مشرق سر برزد گردن كشان لشكر روى به كار آوردند و دست
f . 152 b
از آستين جهاد بيرون كشيدند و پشت ثبات بكوه مقاومت باز دادند ، ركن الدّين چون « 5 » ديد كه در دست بجز حسرت نخواهد داشت و درين مدّت كه بسوف و لعلّ تزجيهء « 6 » وقت مىكرد و رسل را بمعاذير دلناپذير بازمىگردانيد و اكنون نيز هم بر آن منوال دفع مىداد بر اميد آنك مگر ندّافان زمستان لشكر پادشاه را پنبه كنند « 7 » چون ديد كه انتظار زمستان و برف با دست و بفضل حقّ عزّ شأنه و ميامن دولت روزافزون درين مدّت هيچ روزى روى « 8 » ترش « 9 » نبودست و حجاب « 10 » ميغ حجاب « 10 » منع آفتاب نگشته و هر روز كه از دى مىگذرد دى « 11 » به نسبت امروز سردترست و فردا از امروز خوشتر و هر برفى كه در
هامش
( 1 ) كذا فى ب ج ه ، آ ح با تنقيط ناقص ، ز : حجر هر حجرى ( مشكولا ) ، د : حجر هر حجر مى ( گريختند ) ، - آ « هر » را ندارد ،
( 2 ) آ ج : كوشش ، جنبش ،
( 3 ) كذا فى آ ، باقى نسخ : مىكردند ،
( 4 ) ب : فراشت ، ز : برافراشت ، آ : افراخت ،
( 5 ) جواب اين « چون » ظاهرا مجموع « چون » آينده است در چهار سطر بعد با جواب آن ،
( 6 ) كذا فى ج ، باقى نسخ با تنقيط ناقص يا فاسد ،
( 7 ) كذا فى ستّ نسخ ، آ : كسند ؟ ؟ ؟ ، - پنبه كردن بمعنى گريزانيدن و پريشان ساختن و متفرّق گردانيدن است ( برهان ) ،
( 8 ) كذا فى ح ، ز : روى روزى ( بتقديم و تأخير ) ، باقى نسخ « روى » را ندارند ،
( 9 ) آ : ترس ،
( 10 ) كذا فى خمس نسخ بالتّكرار ، ج ز حجاب دوّم را ندارند ، - گويا مقصود مصنّف از حجاب اوّل پرده است و از حجاب دوّم مانع و حاجب و حاجز بين دو شئ و بدينطريق مباينتى بزعم خود بين مفهوم اين دو كلمه به عمل آمده است و فيه ما فيه ،
( 11 ) آ ج ندارند ، ح : ان ( بجاى « دى » ) ،