هفت تو « 1 » بستند « 2 » و بر سنگ خاره سبك چارهء « 3 » مقام ساختند و پنجهوار صف بصف رسانيدند و كف در كف نهادند روز چندانك نظر مىانداختند مرد و علم مىديدند و در شب از كثرت آتش زمين را آسمانى مىپنداشتند پر ز ستاره « 4 » ، و جهانى پر از شمشير و كتاره « 5 » ، پيدا نبود ميان و كناره ، از غايت حيف هريك را ازيشان بر برج و سور ، دلش ماتم آورده هنگام سور ،
قالُوا
هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ،
و پادشاه حاذق « 6 » باز آنك بقوّت « 7 » و اقتدار واثق بود ميخواست تا بىآنك لشكر را تحمّل رنجى بايد كرد بأحسن الوجوه ايشان را در دام كشد بأعلام وصول اعلام « 8 » ايلچى نزديك ركن الدّين فرستاد و بر قرار استمالت جانب او و قومش فرمود كه « 9 » اگر تا اين غايت از كثرت وسواس جمعى نسناس صلاح كار بر تو مشتبه بود و چشم عقل سبب « 10 » صغر سنّ از نعاس « 11 » غفلت نه منتبه پيش از آنك شدّت وطأت
لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ
بقوم مورچهآساى بىنظر و راى رسد اگر برحسب وقت حكم آيت
ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ
با اخرجوا من اماكنكم بدل كند و وصيّت صبّاحى عليكم بالقلاع را با « 12 » عليكم
هامش
( 1 ) كذا فى خمس نسخ ، ح : نو ، ه ندارد ،
( 2 ) كذا فى د ه ، ح :
بستند ؟ ؟ ؟ ، آ : نشستند ؟ ؟ ؟ ، ب بتنقيط جديد : نشتند ( كذا ) ج : نشستهاند ، ز :
بايستادند ،
( 3 ) فقط در ح ( سبك جاره ) ،
( 4 ) كذا فى د ح ، ب :
ستاره ؟ ؟ ؟ ، آ ه ز : سيّاره ، ج ندارد ،
( 5 ) كذا فى ج د ه ز ، آ : كتاره ؟ ؟ ؟ ، ب : كناره ، ح : كنار ؟ ؟ ؟ ،
( 6 ) كذا فى ج ه ، ب د ز : حادق ، ح :
حارق ، آ : صادق ،
( 7 ) كذا فى ب ( بتصحيح جديد ) ه ح ، ج ز : بوقت ، آ : بوقت ؟ ؟ ؟ ، د جمله را ندارد ، - واو بعد فقط در ب است بتصحيح جديد ،
( 8 ) كذا فى ب ه ح ، باقى نسخ ندارند ،
( 9 ) آ ح « كه » را ندارند ،
( 10 ) ب ( بتصحيح جديد ) ج ز : بسبب ، د ه ندارند ،
( 11 ) ج : از نفاس ، آ : ارتعاس ، ح : ارتعاش ، د جمله را ندارد ،
( 12 ) كذا فى ح ، ب بخطّ جديه : به ، باقى نسخ ندارند ( نه « با » و نه « به » را ) ،