f . 151 a
دلى پيشه داشتند از وطآت « 1 » خيول و جمال شكسته گردن و پاى مال گشت و از هزيز « 2 » هدبر « 3 » شتران « 4 » و بانگ ناى و كوس گوش « 5 » زمانه كر مىشد و از صهيل اسبان و بريق « 6 » سنان « 7 » دلها « 8 » و چشمهاى مخالفان كور
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً ،
و چون « 9 » در يك روز چندين لشكر بىعدّ « 10 » و مر بر مدار قلعهء مذكور و شهرستان الحاد و فجور نركهء « 11 » كه بركهء « 12 » آن « 13 » بركه و مه شامل شد بهم پيوست و آن قلعهء بود كه هنگام استيلا و استعلاء كار « 14 » آن طايفه پدرش علاء الدّين به حكم آنك يا هامان ابن لى صرحا لعلّى ابلغ الأسباب اسباب السّموات بكفات و اركان اشارت كرده بود تا مدّت دوازده سال قلال و تلال
هامش
( 1 ) كذا فى ب ه ز ( بدون مدّ ) ، د : وطايت ، آ : وطايف ، ج : وظايف ، ح : فظات ،
( 2 ) تصحيح قياسى مشكوك ( ) ، ه : هزير ، ب بتصحيح جديد :
هرير ، ح : هربر ، آ ز : هوير ، ج : هوير ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ، - هزيز بمعنى آواز غرّش رعد است ، و هرير بمهملتين كه در ب دارد مناسبتى با مقام ندارد چه هرير بمعنى نالهء نرم سگ است و آن صدائى است آهستهتر از نباح و مقصود اينجا صداى بلند و نعره و غرّش است ،
( 3 ) تصحيح قياسى مشكوك ( ) ، آ : هيرنو ؟ ؟ ؟ ، ه : هزبر ، ج : هير ، ز : هنزبر ؟ ؟ ؟ ، ب بتصحيح جديد : هزيران ، ح : سر ، د اصل جمله را ندارد ، - هدير بمعنى نعرهء شتر است ،
( 4 ) تصحيح قياسى مشكوك ( ) ، ز : سيرتان ؟ ؟ ؟ ، ح : سيرتان ، ج : شتربانان ، ب بتصحيح جديد : و غرّش شتران ؟ ؟ ؟ ، ه : مشربان ، آ : شتر ؟ ؟ ؟ ، د جمله را ندارد ، - و معلوم است كه شتران بسيار همراه داشتهاند چنان كه در سطر سابق گفت : « از وطآت خيول و جمال الخ » ،
( 5 ) آ ندارد ،
( 6 ) كذا فى د ز ، آ ب د با تنقيط ناقص يا فاسد ، ج : برتو ، ح : بريان ؟ ؟ ؟ ،
( 7 ) كذا فى ج ه ، ب د ز :
اسنان ، آ : اسنان ؟ ؟ ؟ ، ح : اسبان ، - اسنان در جمع سنان چنان كه مقتضاى ب د ز است در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد و جمع سنان اسنّه است لا غير ،
( 8 ) كذا فى جميع النّسخ ،
( 9 ) جواب اين « چون » باز درست معلوم نيست چيست ، رجوع بص 121 ح 9 ،
( 10 ) آ ج ه : عدد ،
( 11 ) كذا فى آ ب ه ، ج ز ح : بركه ، د : تركهء ، - « نركه » مفعول « بهم پيوست » است ،
( 12 ) كذا فى آ ب د ز ، ج ه : نركه ، ح ندارد ،
( 13 ) آ ح « آن » را ندارند ،
( 14 ) آ ندارد ،