يكهزار خانه ختائى « 1 » منجنيقى آوردند كه به زخم سنگ سوراخ سوزن را منفذ جمل مىساختند و تيرهاى « 2 » منجنيق به احكام پى « 3 » و سريشم استوار كرده كه چون از حضيض عزم اوج كند « 4 » راجع نگردد « 5 » ، و در مقدّمه ايلچيان بفرستادند تا از كوه تيعاب « 6 » كه ميان قراقورم و بيش باليغ است « 7 » چندانك در طول و عرض ممرّ عساكر پادشاه جهان در حساب بود علفخوار « 8 » و مرغزارها قوريغ « 9 » كردند و از چرانيدن چهارپايان محفوظ گردانيد تا علفخوار خوار نگردد و مرغزار را آزار نرسد ، تمامت كوه و دشت چون باغ و بستان محفوظ و ممنوع شد و دندان دوابّ و مواشى از رعى آن مقطوع گشت ، و تمامت ممالك تركستان تا خراسان و اقاصى روم و گرجستان گياه حكم « 10 »
وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ
گرفت بحدّى كه هركس يك برگ را از آن برگ « 11 » چهارپاى مىساخت ترك چهارپاى مىبايست گرفت تا بحقيقت گياه گناه « 12 » گشت و از سبزى سيرى حاصل شد ، و ايلچيان روان شدند تا لشكرى كه بودند از مرغزارها و علفخوارها بمواضعى كه نه « 13 » ممرّ مواكب پادشاه باشد تحويل كنند « 14 » ، و تايجو « 15 » و
هامش
( 1 ) كذا فى آ ب ج ه ، ز : كوح ( - كوچ ) ، د ح ندارند ،
( 2 ) كذا فى آ ج د ه ، ب : و ببرهاء ؟ ؟ ؟ ، ح : و سرهاى ، ز : وترهاى ،
( 3 ) كذا فى آ ب د ه منفّطا ؟ ؟ ؟ بثلث ، ج : بى ، ز ندارد ،
( 4 ) كذا فى آ ج د ، ب ه ز ح : كنند ،
( 5 ) ه : نكردند ،
( 6 ) كذا فى ا ( - تيغاب ) ، ب د ز ح : تبعات ؟ ؟ ؟ ، ه : تبعات ، ج : سعات ، در جامع التّواريخ در اين مورد نام اين كوه را اصلا ندارد ، دوسونd'Ohssonج 3 ص 135 اين كلمه را تنغاتToungatخوانده است ،
( 7 ) آ ج : ميان بيش باليغ و قراقورم است ،
( 8 ) ه : علفخوارها ، د ندارد ،
( 9 ) كذا فى ب ه ، آ : قوريع ؟ ؟ ؟ ، ز : قوريع ، ح : قورنع ؟ ؟ ؟ ، ج : قروق ، د : توضيح ( كذا ! ) ،
( 10 ) ( 8 ) كذا فى ه ز ، ب بخطّ جديد : صفت ، باقى نسخ ندارند ،
( 11 ) بمعنى آذوقه و خوراك است و منه برگ عيش ( فرهنگ فولرس ) ،
( 12 ) كذا فى ج د ز ، آ : كياه كياه ؟ ؟ ؟ ، ب : كياه ؟ ؟ ؟ كياه ؟ ؟ ؟ ، ح : كناه كناه ؟ ؟ ؟ ، ه : كيا كيا ،
( 13 ) ب ه « نه » را ندارند ،
( 14 ) آ : كند ؟ ؟ ؟ ،
( 15 ) آ : تايحو ، ز : تابحو ، ه : تابچور ؟ ؟ ؟ ، ب ح : تابحو ؟ ؟ ؟ ، ج : بانجو ، د :