شرح امير شكارى امام ويردى بيگ « 1 »
[ گ 302 آ ] بنابر حسن خدمات والد و برادر و قابليت تربيت ، منصب جليل القدر امير شكار باشيگرى به امام ويردى بيگ برادر اللّه ويرديخان كه در حين حيات مرحوم مزبور كه به سردارى تعيين شد به طريق نيابت به امر مزبور قيام مىنمود ، شفقت شد و مبلغ يك هزار تومان تبريزى از بابت محال كازرون فارس در وجه مواجب او مقرر شد « 2 » و به خلاع شاهانه سرافرازى يافت .
فوت طهمورث
در حينى كه رايات نصرت آيات متوجه متنزّهات دار المؤمنين مازندران بهشت نشان بود بنابر ضعف بنيهء طهمورث خان و عدم قدرت او بر سوارى امر فرمودند كه از دنبال اردوى معلى سوار تخت روان شده به آهستگى از راه جوزولى روانهء دار المؤمنين استرآباد شود كه بعد از ورود موكب مسعود بدان خطهء ارم نظير در باب مشاراليه بدانچه امر شود به عمل آورد و مومى اليه روانهء دار المؤمنين استرآباد شده تا حين ورود موكب مسعود در آن مكان نزاهت بنيان مىبود و هم در الكاى مزبور نقد حيات را تسليم خازنان ارواح نموده ، اموال و اسباب او كه مبلغهاى كلى از انعامات اعليحضرت ظلّ اللّهى و غير آن مخلّف شده بود ، حسب الشرع اقدس به ورثهء او كه به شرف اسلام مشرّف بودند عنايت شد .
آمدن ارجيل خان و امراى گرجستان به مازندران جنّت عنوان « 3 »
بعد از ورود رايات جاه و جلال به سعادت و اقبال به دار السلطنهء اشرف كه مقرّ سلطنت و مستقرّ خلافت است ، ارجيل خان ولد شاهنواز خان و گيوبيگ اميلاخور « 4 » و الزبار بيگ و ساير تاوادان « 5 » و ازناوران به مهماندارى اميرحمزه بيگ طالش داخل بلدهء طيبهء اشرف شده به شرف پاى بوس سرافرازى يافتند « 6 » و در اوقاتى كه آن خطّهء
هامش
( 1 ) . م : + برادر اللّه ورديخان .
( 2 ) . ده : گشت .
( 3 ) . م : مكان
( 4 ) . م : امير آخور
( 5 ) . ل : تادانان
( 6 ) . م : يافته .